
منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
14این همه مرحوم پدر ما در مجالس گفتند و کسی گوش نداد و نخواهد داد که خود را مانند دندانههای شانه ببینید ای رفقا، دندانههای شانه همه چیزست؟ همه اندازهی هم است. نگاه میکنی همه یک قالب چقدر ایشان گفتند! چقدر ما گفتیم! فایده نکرده و ظاهرا هم فایده نخواهد داد به اندازهی دندانههای شانه. این بخاطر چیست؟ بابا آن را که شرط راه است گفتند، اگر نکردی و نرسیدی فردا یقهی این و آن را نگیرید. آن که شرط و سرّ است بیان شده است. برای چه؟ برای این که مقصد توحید است و خود دیدن ضد توحید است. شما دارید به سمت توحید میروید به سمت راهی میروید مثل اینکه ماشین را روشن کردید میخواهید فرض کنید که از این خیابان رد شوید از آن طرف یک زنجیر انداختند هی ماشین را به آن سمت میکشند، هی شما هی گاز میدهید هی میخواهید رد کنید از آن طرف، آن طرف پُر زور است زور آن طرف زیاد است، قدرتِ ریسمان طناب سلاسل، طیاره و ماشین را دارند میبرند هی دارید دور میشوید. حالا خوب بود از اول ایستاده بودید راه نمیرفتید همان اول باید سلسله را قطع کنید، وقتی قطع کردید ماشین راه میافتد میرود، جاده را طی میکند میرود. ما راهی را میرویم که خودمان برخلاف آن راه عمل میکنیم، هیچ فایده ندارد. هی بیاییم هی برویم هی جلسه هی سال آینده بیاید و برود تفاوتی ندارد فرقی نمیکند.
میفرمودند رفقا باید خودشان را بدانند هر کسی دانست و ترتیب اثر داد بُرد، الان هم هستند بعضیها دارند ترتیب اثر میدهند و میبرند دارند میبرند و هر کسی که نه! ترتیب اثر نداد شوخی گرفت، حالا یک چیزی گفتند، انشاءاللَه فلان انشاءاللَه خدا بزرگ است نه! با انشاءاللَه کار درست نمیشود، با انشاءاللَه این قضیه درست نمیشود با انشاءاللَه خدا بزرگ است کار از پیش نمیبرد، این میماند و جلو نمیرود.
