معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب - ج17
23ببین کی محبوب دارد میآید نگاه کن و خودت را جلو ببر.
مده جام می و پای گل از دست *** ولی غافل مباش از دهر سرمست در حین اینکه داری به کارهای سلوکی میپردازی جام می و مستی و جذبات، این جذبات جمالیه، این حالات خوشی که دارد میآید اینها را از دست مده و مواظب باش ولی رعایت مسائل را هم بکن، شرایط و جوانب را هم در نظر بگیرد و از مکر روزگار مکار هم خود را در حفظ و حراست نگه دار.
لب سرچشمهای و طرف جویی *** نم اشکی و با خود گفت و گویی نیاز من چه وزن آرد بدین ساز *** که خورشید غنی شد کیسه پرداز خدا که به ما نیاز ندارد، خدا که نیاز به این نم اشک ما ندارد، نه! ولی ما خودمان را باید نزدیک کنیم، ما باید یک وسیلهای قرار بدهیم.
چو نالان آیدت آب روان پیش *** مدد بخشش ز آب دیده خویش به یاد رفتگان و دوستداران *** موافق گرد با ابر بهاران که حافظ در اینجا دارد آن ابتهال و تضرع در نیمههای شب و توسلات را وسیله برای زدودن کثرات و رفتن به عالم قدس قرار میدهد؛ خودش هم که میفرماید:
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ *** از یمن دعای شب و ورد سحری بود. مرحوم آقا میفرمودند که: حافظ در اینجا دارد راه و رسم سلوک و رسیدن را به انسان یاد میدهد، پس بنابراین باید این کار را کرد. امام سجاد علیهالسلام میفرماید: خدایا! من تو را با آن زبانی میخوانم که ... خب این کلام کلام امام سجاد است دارد زبان حال ما را می گوید.
خب این زبان کی اصلاح میشود؟ این قلب کی از مردن درمیآید؟ وقتی که در این مسیر قرار بگیرد، وقتی که خود را منطبق با موازین بکند، وقتی که هواها که پیش میآید کنار بزند، وقتی که شیطان میخواهد او را گول بزند گول نخورد، گول نخورد نخورد نخورد؛ نگوید حالا این عیب ندارد، نه! عیب دارد؛ نگوید حالا این به من مربوط نیست، نه! مربوط است؛ تا میگوید مربوط نیست شیطان قهقه را سر داد و میگوید من کار خودم را کردم.

