معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب - ج17
19فاستصبحوا بنور یقضة بیدار، آگاه، مطلع و خبیر هستند روزنامهها دیگر نمیتوانند فریبش بدهند، جمعیتها هو ... میلیونها، حرکت کن به سمت فلان، برو بابا! ده برابر هم اضافه بشود. آنها در یک متری، دومتری زمین حرکت میکنند، حلا قد یک شخصی نهایتا یک متر و نود هم باشد حرکت آنها در یک و نود است حرکت اینها در بینهایت و در عرش است، چقدر فاصله است؟! آنها در یک و هشتاد حرکت میکنند در روی زمین اینها در عرش حرکت میکنند؛ یک و هشتاد و یک و نود که به او نمیرسد.
مآل این جمعیت را میدانند، دستهای پشت پرده این حرکتها را تشخیص میدهند، نقشههایی که کشیده شده همه این نقشه ها را میدانند، مسائل را همه را میدانند، همه را میدانند؛ چرا ؟ چون فستصبحوا بنور یقضة فی الابصار والاسماع والافئده. دلهای اینها دارای آن نور شده است. خوشا به حال آن کسی که با اینها مربوط بشود.
>یذکّرون بایام اللَه< اینها در این دنیا چه کار میکنند؟ اینها میآیند انسان را به آن ایام اللَه تذکر میدهند. ایام اللَه یعنی آن اوقاتی که برای انسان ربط با خدا برقرار میشود، در آن موقعیتهایی که برای انسان ربط برقرار میشود میآیند انسان را به آن موقعیتها حرکت میدهند، به آن وضعیتها سوق میدهند. کلامشان کلام خداست، از دنیا خبری نیست از تجارت خبری نیست، از تجارت خبری نیست، از زد و بستهای سیاسی خبری نیست؛ این حرفها برایشان تهوع است. حالشان بهم میخورد.
>و یخوِّفون مقامه<1 اینها تخویف میدهند، انذار میدهند، ترس را برای آن موقعیت جلال و قهاریت پروردگار برای انسان ترسیم میکنند. خوشی را همراه با خوف و بیمناکی هر دو برای انسان ترسیم میکنند تا انسان در این دو جهت متوازی حرکت کند. >من أخذ الطریق هدی إلیه سبیله< هر کسی بخواهد راه برود راه را اینها نشان میدهند، من أخذ کسی که بخواهد، آن کسی که بخواهد دستش را می گیرند اینها این افراد هستند.
- بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۳۲۵

