معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب - ج17
14حالا ما همینطور نگاه میکنیم میبینیم یک حیوانی همینطور دارد میرود، یک حیوان، حیوان است بابا! یک لگد هم بکن و بزن و اصلا کی هست و ...؟ هزار تا از اینها اگر روی دست و پای ما برود... خدا آن روز را برای انسان نیاورد! واقعا عجیب است!! که اگر انسان بخواهد یک چنین نگاهی را که دارد نسبت به اینها میکند نسبت به هم نوعهای خودش بخواهد کند، به هم نوع خودش! هزار تا هم رفتند که رفتند، ولش کن، ده هزار تا هم مردند که مردند! اتفاق میافتد ها! چطور می شود آدم یک همچنین حالی پیدا بکند؟!
این حیوان به این کوچکی آنچنان با خدا ربط دارد... . اینکه میگویند اگر یک گوشمالی، یک سیلی به گوش طفل یتیم بزنی عرش خدا به لرزه در میآید برای همین است. بچه یتیم بچه است و نفسش متصل به عرش است یک ظلمی را انسان بکند، حقی را ناحق بکند، حقی را ناحق بکند... .
یک روایت خیلی عجیب، یک روایتی است که خیلی عجیب است: پیغمبر فرمودند که: -حالا خیلی بهطور مختصر میگویم- برخی از افراد هستند که در هنگام سکرات موت از عذاب نکیر و منکر جهنم به فریاد میآید، جهنم از عذاب اینها به فریاد میآید، اینها دیگر چه کسانی هستند؟! و اینها را ملائکه و عزائیل جانشان را نمیگیرند، دو میله میبرد از آتش جهنم با خودش میآورد –با دستگاه میآید نه همینطوری- و این دو میله را در بدن این فرو میکند و بدن این را تکه تکه میکند؛ یعنی آن نفس را از این بدن تکه تکه میکند، نه اینکه قبض روح میکند بلکه این بدن را تکه تکه میکَند و از صدای فریاد این شخص جهنم به صدا درمیآید. ببینید چه خبر است؛ میدانید این کیست؟ آن کسی است، آن قاضیای است که حقی را ناحق کند. این یکی از آنها است، یکی از آن سه دسته است.

