معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب - ج17
12اما اگر همین نمله را امیرالمؤمنین میآمد و رد میشد نمیگفت، غلط میکرد بگوید: وَ هُمْ لاٰ يَشْعُرُونَ ، چرا؟ -البته آن را راجع به حضرت سلیمان نگفت، استغفر اللَه، آن را راجع به لشکرش گفت، ما نیاییم به پیغمبر خدا ببندیم. ولی این مقام ولایت اقتضا میکند که اصلا این را هم نگوید؛ چون این ولایت و این قضیه فرق می کند. اینجا امیرالمؤمنین است و حساب و کتابش فرق می کند.-
چون آن امیرالمؤمنینی که میگوید اگر تمام سماوات سبع را با کراتی که در سماوات است به من عطا کنند >لو اعطیت اقالیم السبع بما فیها علی ان آخذ شعیرة حبة فی فم نملة لا افعلها<1. اگر تمام اقالیم سبعه یعنی تمام آسمانهای هفتگانه به اضافة تمام و کهکشانها و تمام کرات را به من بدهند که یک دانه گندمی را، یک دانه جویی را از دهان موری دربیاورم انجام نمیدهم.
این حساب و کتاب دیگری دارد. این کسی که این حرف را می زند به حقیقت این مطلب رسیده که هر وجودی در عالم حساب خودش را دارد. خیلی این مسئلة عجیب است رفقا! ملاحظه داشته باشید! و به عنوان یکی از برنامههای سلوکی همیشه مورد توجه قرار بدهیم. آنچه که در عالم هست حسابش را... . مبادا به دیده استحقار به چیزی نگاه کنیم، مبادا به دیده استصغار و کوچکی به موجودی نگاه کنیم.
یکی از رفقا خدا -رحمتش کند، خدا رحمتش کند- مرحوم آقا سید مرتضی رضوی از آن رفقای خیلی خوب و سفت و محکم و پابرجا بود ها! و از آنهایی بود که به قول مرحوم آقا تا آخر پای کار میایستند. از این افراد کم هستند، از این افراد کم هستند. ولی این بود و بارش را به سلامت به منزل برد. خدا رحمتش کند شب آخر ماه رمضان یادش کردیم.
یک روز یک قضیهای برای من نقل میکرد میگفت: من در یک جایی رفتم، در یک منزلی، خب مستحب است که وقتی انسان مارمولکی، چیزی، وزغی در منزل میبیند آن را از بین ببرد. اتفاقا روایت هم داریم که... . البته خب اگر در دست و پا و اینها باشند نه اینکه آدم هر چیزی گیر میآورد فوری بزند، او هم برای خودش حیوان است دیگر. بیچاره... . نه! میگویند یک وقتی که در دست و پا و اینها است این را انسان از بین ببرد.
- ١.امالی صدوق، ص ۶۲۳. نقل به مضمون

