
حصول بصیرت به واسطۀ کسب علم نافع
بصیرت انسان عالم نسبت به جاهل. لزوم اکتساب علم نافع و موجب حصول ایمان یقینی. کوردلی افراد شاک و مردّد و مادّیون منکر خداوند. بصیرت مؤمنین حقیقی. ادراک کور مادرزاد نسبت به موجودات محسوس خارجی بهواسطۀ اتّصال قلبی به انوار الهی. عدم ادراک حقیقت هستی به وسیلۀ علوم ظاهری و مادّی.
حصول بصیرت به واسطۀ کسب علم نافع
توضیحات:
بصیرت انسان عالم نسبت به جاهل. لزوم اکتساب علم نافع و موجب حصول ایمان یقینی. کوردلی افراد شاک و مردّد و مادّیون منکر خداوند. بصیرت مؤمنین حقیقی. ادراک کور مادرزاد نسبت به موجودات محسوس خارجی بهواسطۀ اتّصال قلبی به انوار الهی. عدم ادراک حقیقت هستی به وسیلۀ علوم ظاهری و مادّی.
حصول بصیرت به واسطۀ کسب علم نافع
6تمام مادّیّون و طبیعیّون که با خداوند رابطه ندارند و قائل به پروردگار نیستند، همه از این قرارند. آنها در عالم وجود یک مادّهای قائلاند و براساس تجربه میگویند یک سلسلۀ علل و معلولاتی هست؛ این، آن را به وجود میآورد؛ و آن, آن دیگر را به وجود میآورد؛ امّا همین است و دیگر بیش از این هم بحث ندارند! بحثشان هم به جایی منتهی نیست؛ میگویند: «مادّۀ اوّلی بوده و آن مادّه خود به خود حرکت کرده و از حرکتش تکثّر و تعدّد پیدا شده است.» در همانجا میمانند!
«این مادّه بوده است»، امّا چه کسی آن را به وجود آورده است؟ اگر «بود» از ناحیۀ خودش باشد که خدا است؛ یعنی اگر مادّهای باشد که خودش ذاتاً مستقلِّ به وجود باشد، اینکه خدا است! نمیتوانند اینطوری استقلال را دربارۀ آن بگویند.
و بعد «به حرکت درآمد»، چه کسی او را حرکت داد؟ خب این مادّه که شما قائل هستید بر اینکه قوّهای بر آن حکومت ندارد و فقط مادّه است، به حرکت درآمد؛ پس محرّکش چه بود؟ علّت حرکتش چه بود؟ اینها در همانجا میمانند!
و بعد به حرکت آمد و بعد دوتا چهار تا شد، و چهار تا هشت تا شد، و هشت تا شانزده تا شد، و بعد سی و دو تا و شصت و چهار تا و صد و بیست و هشت تا، و همینطور بالا رفت تا اینکه یک عالم وجود به این وسعت و این گستره به وجود آمد؛ و این تغییر و تبدیل هم نمیکند، نه موجودی زیاد میشود و نه موجودی کم میشود! خلاصه، هرچه بحث دارند، صرف نظر از عالم معنا و اراده و عالم اختیار پروردگار و عالم قدرت و مشیّت، براساس همین عالم مادّه دارند.
این، ﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾ است؛ اینها آدمهای کوری هستند! آدم کوری که میخواهد کتاب بخواند، از کتاب چه میفهمد؟! برداشت اینها از این عالم، جز برداشت آدم کور، چیز دیگری برای اینها ندارد! این معنای قرآن است!
