تفاوت اولیاء الهی و اصحاب خاص ائمه با سایر افراد
6از میان ملائکه شیطان فهمید این مسئله را، این خیلی عجیب است! از میان همۀ ملائکه شیطان به این سرّ پی برد که خدا این سرّ را در انسان قرار داده است اینجا بود که حسادت کرد والا جبرائیل و عزرائیل و ملائکۀ مقرب حسادت نکردند اینجاست که نسبت به همه ی مراتب وجودی، او سیطره دارد مال این است. آن قدرت و آن حدّت و آن سعه ی وجودی او، اقتضا می کرد که این سرّ و این مطلب را ادراک کند وقتی ادراک کرد خدا گفت باید تشریف ببری! سرّ پخش شده و نسبت به این سرّ نباید کسی اطلاع داشته باشد. او به خدا عرض کرد خدایا من سرّ نگهدارم، مرا نگه دار، خدا از او قبول کرد . خلاصه شیطان چنین موجودی است که به حقیقت آدم و آن مراتب آدم اطلاع پیدا کرده است اینجاست که میفرماید والمخلصون فی خطرٍٍ عظیم، هر کسی در هر مرتبه ای که بالا برود شیطانی برای او هست هست هست تا مقام اخلاص، تازه والمخلصون فی خطرِ عظیم که تا در مقام فنا استقرار نیافته اند و حال آنها به مقام تبدیل نشده است و به ملکه درنیامده است، این مسئله دامن آن ها را می گیرد لذا بزرگان از این مسئله، از این قضیه محفوظ و مصون نماندهاند. خطر برای آنها پیش آمد.
کسانی مرحوم آقا باآنها در ارتباط بودند که از نقطه ی نظر ظاهر هیچ کم نداشتند ولی از آنجا که در مرتبه ی فنا استقرار پیدا نکرده بودند در اواخر عمر به جهنمی تبدیل شدند که از آتش آن هم خود و هم دیگران را می سوزاندند و از ظلمت خود هم محیط خود و هم دیگران را ظلمانی می کردند! اینها چه کسانی بودند ؟ اینها افرادی بودند که از این مطلب غفلت کردند. بعضی از اینها افرادی بودند که مرحوم آقا به بعضی از مطالبشان عمل می کردند ولی خطر اینجاست که انسان نباید به مدرکات خودش بسنده کند، رفقا خیلی حرف دقیقی دارم به شما میزنم ها! به حال خود نباید بسنده کند زیرا در همان حالی که این حال را دارد شیطان بر او مسلط است! این را چه کار میکنید ؟ در همان حالی که در آن حال، حالِ توجه است شیطان مسلط است. نماز شب می خواند و گریه میکند و دیگر هیچ چیزی در وجود خود نمی بیند که او را صارف از توجه به ذات باشد ولی در همان حال شیطان بر او مسلط است! در همان توجه شیطان بر او حاکم است! آن وقت چه کسی می خواهد این درد و مرض را درمان کند ؟ مگر کسی که دستش در دست یک شخص استاد و ولی و خبیر باشد او دیگر متعهد است شیطان به او دیگر راه ندارد. نماز می خواند و سجاده انداخته و بقیه همه خوابند و او بلند شده و آهسته راه می رود که دیگران بیدار نشوند تا این حد یعنی ریا را از خود دور می کند سر و صدا نمیکند چراغها را روشن کند شعر بخواند که چی؟ حاج آقا بلند شده دارد دو رکعت نماز تو کمرش میزند! نه! یواش راه میرود که دیگران بیدار نشوند ولی تمام این حرکات، حرکات و حرکات همراه با شیطان است تمام این توجهات همراه با شیطان است خبر ندارد که در ما فوق تصور او و در بطن مدرکات قلبی او یک حقیقتی وجود دارد که او از آن حقیقت غافل است و او از این غافل نیست، این نسبت به آن حقیقت ادراک ندارد ولی او مواظب این است وهیچ دست هم به ترکیبش نمی زند نه به اخلاصش دست می زند نه به رفتار و اطوارش کاری دارد نه به مدرکاتش کاری دارد هیچی را کاری ندارد ولی هوا را دارد و با همین اعمال، او را در بُعدِ از تقرب به حق و آثار حق و در دوری از رسیدن به رضایت و عنایت حق نگه داشته.

