تفاوت اولیاء الهی و اصحاب خاص ائمه با سایر افراد
4خب باید بگوییم سلمان هم همین را داشت. همینی که ما فکر میکنیم همین نمازی که ما می خوانیم همین الحمد لله رب العالمینی که ما می گوییم همین ایاک نعبد و ایاک نستعینی که می گوییم همین رکوع و سجودی که میکنیم خب سلمان هم همین کار را می کرد. اصحاب خاص ائمه هم همین کار را میکردند پس فرقی با ما ندارند! در حالی که می بینیم کاملا فرق زیاد است کم فرق نیست سلمان کجا و ما و امثال ما کجا ؟ آن اصحاب سر ائمه کجا؟ حبیب بن مظاهرها مقداد ها اویس قرنها؟ آیا مقام معرفت و شهود و مدرکات قلبی و وجدانی اویس با ما یکی است ؟ اگر یکی است پس چرا رسول خدا می فرماید لو علم اباذر ما فی قلب سلمان لکفره او قتله1 اباذر اگر بداند در قلب سلمان چه میگذرد یکی از این دو کار را انجام میدهد، یا تکفیر میکند میگوید این اصلا کافر است و موحد نیست و مسلمان نیست یا اگر رویش نشود تکفیر کند در صدد بر می آید نسل سلمان را از روی زمین بردارد تا اینکه مردم به انحراف نیفتند! چه میگوید ؟ دو کلمه منصور حلاج گفت او را دار زدند و بدنش را آتش زدند، ریختند خاکسترش را در دجله! دو جمله گفت دو عبارت گفت و بعد هم همۀ عرفا طردش کردند گفتند نمی باید بگوید یعنی چه؟ مگر هر چیزی را می شود گفت؟ گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند/ جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد عرض کردم خدمت رفقا، دروغ نمیگفت باطل نمیگفت، حقیقتی بود که نمی بایست بگوید. جرمش هویدا کردن اسرار بود نه جرمش دروغ گفتن. دو مطلب است یک وقت میگوییم دارد حرف باطل و چرند و بیخود میزند و دارد خلاف و کفر میگوید. کفر یعنی چه؟ یعنی خلاف واقع. اما آنچه را که حلاج میگفت صحیح بود و حق بود ولی در مرتبهی علوم عوام کفر بود، در این مرتبه کفر بود نه اینکه در اصل. در اصل عین توحید بود گفتند خیلی خب حالا که قرار است سرّ ما را فاش کنی باید تشریف ببری. به آنهایی که ما این سرّ را دادیم قفل کردند و دهانشان را دوختند، هر که را اسرار حق آموختند.
- الکافی، ج ١، ص ٤٠١(با مقداری تفاوت)، مشارق انوار الیقین، ص ٣٠٧.

