تفاوت اولیاء الهی و اصحاب خاص ائمه با سایر افراد
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
«أَدْعُوكَ يَا سَيِّدِي بِلِسَانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ أُنَاجِيكَ بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُه».1
ای مولای من، من تو را می خوانم و به تو روی میآورم و تو را مورد تکلم و خطاب خودم قرار می دهم با چه زبانی ؟ با زبانی که گناه او را ناتوان نموده و با قلبی با تو مناجات می کنم که جرم، آن قلب را از کار انداخته است .
دیشب عرض شد خدمت رفقا که آن دیدهی وحدت و نظرهی توحیدی نسبت به حقایق اشیاء و کل عالم وجود اختصاص دارد به عدهی خاصی از اولیاء و عرفای الهی که آنها با قلب ملکوتی مشاهدهی جمال حق را کردهاند و این مطالب با درس و علم و اینها بدست نمیآید با علوم ظاهری این مسائل حاصل نمی شود علوم فقه و اصول و ادبیات و تاریخ که هیچ! حتی فلسفه و عرفان نظری، این مسائل اینها کمک می کنند راه را نشان میدهند و تا حدودی روزنهای از آن عوالم برای انسان باز میکنند و مدرکات انسان را در مسیری که در پیش گرفته است تصحیح میکنند، این مطالب هست. و این مسئله از فقه ظاهری ساخته نیست چون فقه فقط در بیان کیفیت احکام جوارحی است و هیچ ارتباطی به مسائل جوانحی و قلبی و اعتقادی ندارد.
نماز چند رکعت است ؟ نماز صبح دو رکعت است و نماز مغرب سه رکعت است. شکیات بین نماز چیست ؟ راه خروج از آن شکیات چیست ؟ ارکان نماز به چه کیفیت است؟ مبطلات نماز به چه کیفیت است؟ اینها مسائلی است که فقه به آنها میپردازد. حج عبارت است از اعمال و رفتاری که حاج در وقت احرام و پس از آن باید با رعایت آنها حج را بجا آورد. مبطلات و مسائلی دارد که باید اینها را رعایت کند اما اینکه چه نیتی باید در آن حج باشد؟ چه وجههای انسان باید در این حج به خود بگیرد و باید با چه کیفیتی با این اعمال روبرو شود؟ فلسفه ی وضع هر کدام از این اعمال و احکام به چه گونه است و انسان در هنگام انجام تک تک اعمال، چه تفکر و چه اتجاه قلبی و نفسی باید داشته باشد این ارتباطی به فقه ندارد هیچ ربطی ندارد. شما در وقت سنگ انداختن فقط کافی است که نیت کنید که هفت سنگ به این ستون می زنید قربت الی اللَه، همین. حالا این سنگ را برای چه می زنید؟ لازم نیست هیچ دخالتی در صحت عمل ندارد. برای چه می زنید و چه کسی گفته بزنید؟ چه نیتی ماوراء این باید بکنید؟ آیا مطلبی پشت این قضیه نهفته است یا نه هیچ مطلبی نهفته نیست؟ خدا گفته است بزن و ما هم می زنیم. دیگر نیازی نیست انسان فکر دیگری داشته باشد و به دنبال مطلب دیگری بگردد. خدا می گفت ده تا بزن ما هم می زدیم. خدا میگفت به این ستون نزن و به آجر بزن ما هم به آجر می زدیم. ما کار نداریم که این عمل چه هدفی پشتش هست یا نیست ؟ گفته اند این کار را بکن و ما هم می کنیم کلاهمان را هم به آسمان می اندازیم که ما اعمالمان را صحیح انجام دادیم نماز هم که خواندیم پشت مقام ابراهیم، کاملاموازی به خطکش همچین دقیق! و حروفات را از مخارج خودش ادا کردیم و دیگر جایی برای ان قلت و قلت باقی نمیماند. میگوید درست انجام دادیم و طلبکار هم هستیم! خدایا حج را انجام دادیم و مطلبی نیست. این یه حج است.
- بحارالأنوار، ج٩٥ ، ص٨٢

