معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب
8الان بروید در مدائن در چند فرسخی بغداد نگاه به آن کاخ کسری بکنید و ببینید از آن همه شوکت و جلال چه مانده است؟ یک طاق ترک خورده و خراب شده و شکست خورده باقی مانده است. امیرالمؤمنین رفتند در آن جا و دو رکعت نماز خواندند و این آیه قرآن را تلاوت کردند: كمْ تَرَكوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيونٍ الدخان، ٢٥ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كرِيمٍ الدخان، ٢٦ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكهِينَ الدخان، ٢٧ و مستحب است که انسان وقتی آنجا میرود دو رکعت نماز بخواند و قدرت خدا را ببیند که چه بر سر ظالمین آورد و ببیند که این اراده و مشیت پروردگار بر حکومت قهاریت خودش و بر حکومت جباریت خودش، هیچ فردی را باقی نمیگذارد از ستمگران الا اینکه دماغ آنها را به خاک میمالد همه اینها رفتند حالا برای ما جشن دو هزار و پانصد ساله میگیرند و تاریخ اسلام را به تاریخ شاهنشاهی برمیگردانند! که چه؟ که در یک همچنین زمانی کورش تاج پادشاهی گذاشت سرش، قربان عمهام بروی! چه کار کرد؟ خب قبلش یکی دیگر گذاشته بود سرش و قبلش هم یکی دیگر، این تاجها دست به دست شد و آمد و آخر چه شد؟ این میزان فهم افراد و بشریت است اگر نگوییم که دست استعمار در این قضیه بود که قطعا هست، فهم اینها هم همین قدر است!
ما تاریخ کهن داریم تو اصلًا میدانی نسلت از کجاست؟ شاید اصلًا نسل تو از میمونهای استرالیا باشد حالا آمدهای اینجا جشن دو هزار و پانصد سالگی میگیری؟ از کجا میدانی؟ چه کسی گفته است؟ مگر شجره نامه داری؟ مگر نسبت تا کوروش یکی یکی در شجره نامه نوشته شده است؟ این حرفها چیست؟ چرا انسان مقام و موقعیت خودش را از دست بدهد؟ چرا؟ بله رفتن این جور جاها برای عبرت گرفتن خوب است، مانند رفتن به قبرستان، مرحوم قاضی میفرمودند: بروید در قبرستان به جای اینکه یکسره قرآن بخوانیدیک جزء و دو جزء بخوانید، یک حمد و سوره بخوانید و یک مقدار هم قرآن بخوانید و بنشینید ساکت فکر کنید، به سکوت بگذرانید، در احوال مرگ و رفتن فکر کنید. از این فکر است که انسان به خیلی چیزها میرسد از زیاد خواندن بارها گفتم انسان نمیرسد این فکر انسان را عوض میکند زیاد خواندن مثل روزنامه دردی را دوا نمیکند. بروید بنشینید فکر کنید در احوال مردگان، اینکه فردا ما را هم در یکی از این قبرها میگذارند فردا ما را هم در یکی از این جاها دفن میکنند، آن لااله الا اللَهی که برای تشییع یک مرده میگوییم فردا همین لا اله الا اللَه را به جان عزیز سرکار و بنده، برای خود ما میگویند. خاطر جمع این یکی مسلّم است که جنازه ما روی زمین نمیماند اگر کسی تشییع نکرد شهرداری برمیدارد و میبرد جایی خالی میکند! از این مطمئن هستیم و این یکی را خدا قول داده است که یکی هر چقدر هم بی کس باشد وقتی افتاد در خیابان یکی پیدا میشود و بلندش میکند و دفنش میکنند. این لااله اللَه را هم برای ما میگویند خاطر جمع، فاتحه هم برایمان میخوانند، همین را انسان برود و رویش فکر کند.

