اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب

14025
سال 1428
نسخه عربی

معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب

10
  • ما در سفری همراه یکی از دوستان رفته بودیم در کنار اینها یک شب هم بیشتر نبودیم یک هجده ساعتی در آنجا بودیم من رفتم در آنجا و گفتم فلانی من نمی‌خواهم داخل بیایم فقط می‌خواهم بنشینم حدود پنج شش سال پیش بین راه توقفی داشتیم یک شب در قاهره که از فرصت استفاده کردیم اول به زیارت حضرت زینب مشرف شدیم چون بنا به خبری حضرت زینب در آنجا مدفون هستند و بعد رفتیم به سراغ زیارت قبر ابن فارض، خیلی هم عجیب بود که من در دوران کودکی در یک جلسه‌ای در یک جا بودیم با مرحوم آقا، حدود ده سالم بود یکی از بستگان داشت صحبت می‌کرد که من به زیارت قبر ابن فارض رفتم یک جایی بنام قلعه، این از آن موقع در ذهن ما بود و بود تا سالها، ما به این رفیقمان گفتیم که تاکسی بگیریم و برویم آنجا، بلند شدیم از همان زیارت حضرت زینب که مراجعت کردیم گفتیم قلعه، ما را بردند جای دیگر گفتیم اینجا نیست، از هر که پرسیدیم ابن فارض عارف مصر گفتند ما اصلا نمی‌شناسیم و اصلا خبر نداریم! نمی‌دانستند، گفتم چطور شما نمی‌دانید ما که ایرانی هستیم می‌دانیم مفاخر شما چه کسانی هستند، چطور شما نمی‌دانید؟ خلاصه ما در میدان ایستاده بودیم و خلق اللَه دور ما جمع شده بودند که اینها چه می‌خواهند، یک دفعه دیدیم یک پیرمردی آمد گفت قضیه چیست؟ گفتیم ما قلعه را می‌خواهیم قبر ابن فارض را، گفت من می‌دانم کجاست؟ یک چیز عجیبی شد، گفتیم حتماً خودش فرستاده است. به تاکسی گفت می‌روی جلو و فهمیدیم که از اینجایی که ما ایستاده‌ایم دو کیلومتر جلوتر است، در اول قبرستان قاهره در آنجاست و راننده ما را آورد در آنجا و دیدیم که در بسته است و من از شکاف در که نگاه کردم دیدم یک سنگی است و بنایی، نوشته است هذا قبر سلطان العاشقین، ولی گفتند که ظهر باز می‌کنند. به ابن فارض گفتم اگر شده من از اینجا نمی‌روم تا بیایم داخل، ما که تا چهار بعد از ظهر بیشتر وقت نداریم، خودت می‌دانی من اینجا هستم تا بیایم داخل.