
معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 رؤيت حق و توحيد پروردگار متعال و معرفت پيدا كردن نسبت به او وابسته به وجود سنخيت ميان فرد و خداوند متعال ميباشد. 2 نسبت دادن برخي از اتهامات بيپايه و كذب به ساحت مقدس عارف الهي مرحوم حداد رضوان اللَه عليه. 3 توضيحي در ارتباط با سفر مرحوم حداد به ايران و شهرهاي مختلف آن. 4 ملاقات مرحوم حداد رضوان اللَه عليه با بانو مجتهده خانم امين در شهر اصفهان. 5 توضيحي در ارتباط با فرمايش مرحوم حداد رضوان اللَه عليه به برخي از افراد در شهر اصفهان: آنكه در خانهاش صنم دارد * گر نيايد برون چه غم دارد 6 بيان برخي از فضائل و كمالات مرحوم دستغيب شيرازي. 7 مشاهده آثار و ابنيه تاريخي بمنظور عبرتگيري از آنها امري مفيد ميباشد. 8 تبديل تاريخ اسلام به تاريخ شاهنشاهي توسط شاه سابق. 9 اميرالمؤمنين عليه السلام در هنگام مشاهده كاخ كسري اين آيه شريفه را تلاوت كردند: كم تركوا من جناتٍ و عيونٍ و زروعٍ و مقامٍ كريمٍ 10 افتخار برخي از افراد نسبت به پادشاهان ستمگر و ظالم ايراني و پافشاري نسبت به تمدن و فرهنگ ايراني.
معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب
توضیحات:
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 رؤيت حق و توحيد پروردگار متعال و معرفت پيدا كردن نسبت به او وابسته به وجود سنخيت ميان فرد و خداوند متعال ميباشد. 2 نسبت دادن برخي از اتهامات بيپايه و كذب به ساحت مقدس عارف الهي مرحوم حداد رضوان اللَه عليه. 3 توضيحي در ارتباط با سفر مرحوم حداد به ايران و شهرهاي مختلف آن. 4 ملاقات مرحوم حداد رضوان اللَه عليه با بانو مجتهده خانم امين در شهر اصفهان. 5 توضيحي در ارتباط با فرمايش مرحوم حداد رضوان اللَه عليه به برخي از افراد در شهر اصفهان: آنكه در خانهاش صنم دارد * گر نيايد برون چه غم دارد 6 بيان برخي از فضائل و كمالات مرحوم دستغيب شيرازي. 7 مشاهده آثار و ابنيه تاريخي بمنظور عبرتگيري از آنها امري مفيد ميباشد. 8 تبديل تاريخ اسلام به تاريخ شاهنشاهي توسط شاه سابق. 9 اميرالمؤمنين عليه السلام در هنگام مشاهده كاخ كسري اين آيه شريفه را تلاوت كردند: كم تركوا من جناتٍ و عيونٍ و زروعٍ و مقامٍ كريمٍ 10 افتخار برخي از افراد نسبت به پادشاهان ستمگر و ظالم ايراني و پافشاري نسبت به تمدن و فرهنگ ايراني.
معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب
13امیرالمؤمنین میگوید: انا عبد من عبید محمد، من یکی از بندگان پیغمبر هستم، به جان خودش قسم راست میگفت، امیرالمؤمنین دروغ نمیگوید، امیرالمؤمنین شوخی نمیکند و اهل تواضع قلابی و نفاق نیست، نه تواضعی که وجودش در مقابل عظمت پروردگار، وجود خودش را محکوم به نیستی و عدم کرده باشد آن تواضع حقیقی که مختص به کملین از اولیای خدا و اینها است، نه تواضع قلابی و تواضع تئاتری، و تواضع نفاق، جلوی آدم سر را قدری پایین میآورند ولی در باطن هزارتا کارد هم گیرشان بیاید میزنند انسان را تکه تکه میکنند تواضع اینها قلابی است، وقتی که میگفت من بندهای از بندگان پیغمبرم همان طور در حال و در وجود خودش بود که مرحوم قاضی میگفت من در قبال بارگاه امیرالمؤمنین خاک هستم، این همان است. تفاوتی ندارد و این همان است، برای همین هم شد امیرالمؤمنین و تمام عالم وجود در تحت ولایتش و زیر نگینش میگردد، همان است، همان راه است و همان سلک است. ما تفاوت قائل شدیم بین مقام جبروتیت پروردگار و مقام فنا و نیستی خود، جا را عوض کردیم.
مرحوم آقا بارها میفرمودند: با مردم عادی انسان به هر شکلی میتواند راه بیاید و مطلب را به آنها تفهیم کند و آنها را بر مسیر اهل بیت بگرداند ولی امکان ندارد فردی که اهل علم و اهل ریاضت و وجدان و مراتب علمی و زحمات و امثال ذلک هست که بتوان یک جمله در کله او فرود کرد، امکان ندارد! چرا؟ چون او در نفس خود هرم ساخته است و هرم هم که به این زودی خراب نمیشود، شما میتوانی این هرم را خراب کنی؟ این سنگهایی که الان روی هم چیده شده است این سنگها را شما یکی یکی بردار و بگذار سر جایش، چهار هزار سال طول میکشد که یک هرم را برداری و ببری، این با هزار امید آمده و عمر و روز و شب خودش را گذرانده تا به این مرتبه از انانیتی رسیده که جبرائیل نمیتواند او را از این انانیت پایین بیاورد و فقط گرز عزرائیل میتواند حساب او را برسد و بس! نه جبرائیل میتواند و نه میکاییل میتواند، ملائکه علم میآیند میگویند این علم ندارد این شیطنت و مکر دارد این آنچه که در قلب دارد به جای مقرب بودن مبعد است دعوت به خدا میکند ولی دارد دعوت به نفس میکند و به مردم دروغ میگوید، ما کجا میتوانیم با او سنخیت پیدا کنیم و از علوم خودمان به او بدهیم؟ جبرائیل و میکائیل در مقام علمیت او لنگ میاندازند فقط این وسط یکی از ملائکه است که میگوید من از عهده او برمیآیم او کیست؟ حضرت عزرائیل!
