بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها
7یک روز یکی از رفقا نمیدانم یادش هست یا نه؟ من یادم هست اگر هر جایش اشتباه بود بفرمایید درست است! آمدن ایشان خدمت آقا، در آن وقتی بود که ایشان به بیماری قلب مبتلا شده بودند و از بیمارستان آمده بودند و مدتی گذشته بود، یک روز ایشان آمدند خدمت مرحوم آقا، من یادم هست، گفتند: فلان دکتر که یکی از اطباء قلب معالج ایشان بود آدم خوبی هم هست و خدا حفظش کند و خیلی هم محبت کرده بود و با اخلاص و ...، یک بار هم با مرحوم آقا منزلش رفتیم. او آمده و با ایشان تماس گرفته که آقای طهرانی مریض شدند و آقای طهرانی ناراحتی قلب پیدا کردهاند؟ ایشان گفتند چطور مگر؟ گفت: یک شخصی خودش را معرفی کرده به نام آیت اللَه طهرانی که این ناراحتی قلبی پیدا کرده خود او نه ولی مثل اینکه دیگران بردهاند در بیمارستان و بستری کردهاند و بعد معلوم شده است که این اصلا آقای طهرانی نبوده است، ایشان به او گفتند که دأب علامه این نیست، ایشان اگر مریض هم باشند نمیگویند بیایید مرا ببرید بستری کنید اصلا چنین قضیهای صحت ندارد، بعد آمدند پیش مرحوم آقا، من آنجا بودم، اگر ما بودیم میگفتیم که بوده؟ عجب آدمی بوده! آمده از اسم ما سوء استفاده کرده و بیارید و ببندید و فلک و در روزنامهها اسمش را بدهیم و هو کنیم و به رادیو و تلوزیون اسمش را بدهیم، اخلاق اولیاء خدا را ببینید، آن وقت ببینید چه مکتبی را جلوی پای شما گذاشتهاند، ایشان فرمودند: خب چه اشکال دارد یک بنده خدایی آمده از اسم ما استفاده کرده و به نوایی رسیده از ما که چیزی کم نمیشود، از ما که چیزی کم نمیشود، چرا ما برویم و پیگیری کنیم و دنبال قضیه را بگیریم؟ بله اینکه شما رفتید به ایشان تذکر دادید به همین مقدار که رفع شبهه بشود کفایت میکند، دیگر پیگیری هم نکردن و من هم دیگر پیگیری نکردم که اصلًا چه کسی بوده؟ و اصلًا سؤال هم نکردم از ایشان، و حتی میتوانستم از آن دکتر هم بپرسم اتفاقاً با پزشک ایشان ملاقات هم داشتم، و ایشان به بنده هم ابراز محبت میکردند و الان مدتی است که دیگر توفیق نداریم مسافت طولانی و بُعد طریق دیگر کمتر مجال برای این مطالب را به ما میدهد، ما هم پیگیری نکردیم، پیگیری کردنش هم غلط است که این چه کسی بوده، همین، تمام شد و بسته بشود و تمام. یک نفر آمده از اسمی سوء استفاده کرده حالا نگوییم سوء استفاده، بگوییم حسن استفاده، بردنش در آنجا تحت درمان قرار گرفته و بعد هم رفته، خب خدا را شکر، ایشان فقط این عبارت را فرمودند: الحمدلله که خداوند اسم ما را موجب شفای مریضها قرار داد و این را دروغ نمیگفتند، نمیگفتند که جلوی ما بخواهند جانماز آب بکشند وقتی میگفتند الحمدلله که خداوند اسم ما را موجب شفای مریض قرار داده از ته دل میگفتند این را یعنی میگفتند نفر دوم و سوم و چهارم هم بیایند اگر به این است که یک مریضی بیاید و رفع بیماری بشود و به نوایی برسد خب باشد وقتی افراد میدانند که دأب ما به این کیفیت نیست و روش ما به این نحو نیست چرا از اسما ما استفاده نشود؟ سوء استفاده در امر حرام که نبوده، یک وقتی نسبت به یک قضیه حرام و خلافی میخواهد مسئله انجام بشود انسان باید جلوگیری کند ولی نه! یک وقت بیچاره مریض شده گفته اگر بگوید من حسن علی سبزواری هستم کسی اعتنا نمیکند گفته من آقای طهرانی هستم، ا عجب! آقای طهرانی! آمبولانس بفرستند و بیاورند و بالاخره آن بیچاره که عکس آقا را در بیمارستان ندیده که تطبیق بدهد میگوید خب آقای طهرانی است دیگر، راهش بیاندازیم و مداوایش کنیم.

