بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«أَدْعُوک یا سَیدِی بِلِسَانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ أُنَاجِیک بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُه».1
ای سید و آقای من با زبانی تو را میخوانم که گناه آن را به خَرس انداخته و الکن و لال نموده است و با قلبی تو را مناجات میکنم که جرم او را به ویرانی و تباهی کشانده است.
عرض شد این زبان حال امام سجاد علیه السلام است که بر هر فردی از ما این مسئله انطباق دارد و امام علیه السلام در بیان یک حکم کلّی و یک قضیه کلّیه که نسبت به همه افراد به عنوان طبیعت اولیه، جمیع افراد بنی آدم را شامل میشود، الّا ماشَذَّ وَ نَدَر که آنها افراد خاصی هستند که صحبتش خواهد شد که آنها چه کسانی هستند و امام علیه السلام در چه مقامی هست و این مطالب را از روی چه حالی و در چه وضعیتی بیان میکند. حکم و اصل اولی در همه ما همین فقرات امام سجاد است. یعنی اصل اولی در ما همین مطلبی است که امام میفرماید، زبانمان با گناه قابلیت تخاطبش را با پروردگار از دست داده، قلبمان به واسطه جرم دیگر آن حیاتی که با آن حیات بتواند با خدا مناجات کند، آن حیات را ندارد، این مسئله اول است این قضیه اول است.
حالا چه باید کرد بماند، فعلًا باید تکلیفمان را با این مطلب روشن کنیم و ببینیم که آیا مسئله امام سجاد تا چه میزانی نسبت به ما صادق است.
بعد برویم دنبال اینکه چه راهی برای رسیدن به آن مرتبه و رسیدن به آن موقعیت وجود دارد و آیا تا آخر عمر باید زبان همینطور الکن بماند و قلب همینطور مرده باشد یا راه گذاشتهاند؟ بالاخره این مسئله باید به یک نحوی برایش چارهای اندیشید و شواهد حال و مطالبی که انسان، چه مشاهده کرده در مشاهداتش یا در کتب و تواریخ و امثال ذلک چه بسا خلاف این را ثابت میکنند باید ببینیم که مصادیق این کلام چه کسانی هستند و مصادیق افرادی که این کلام امام سجاد به عنوان کلّی برای آن مصادیق نیست و در یک مرحله دیگری است و آنها چه کسانی هستند و کدام یک از این دو مسئله شامل امام سجاد میشود و نحوه جمعش چگونه است، که چطور انسان این مسئله را بتواند جمع کند آن جمعش مقداری حرف دارد.
- بحارالأنوار، ج ٩٥، ص ٨٢

