بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها
14دو چشم فلسفی چون بود احول *** ز وحدت دیدن حق شد معطل رمد دارد دو چشم اهل ظاهر
اهل ظاهر چشمانشان بیمار است و خوب نمیتوانند ببینند و تاریک و سیاه و دو بین میبینند و دوتا و ششتا و هشتتا میبینند، (میگویند ملا نصر الدین بعد از عمری رفت و زن گرفت نمیدانم زن اولش بود یا دوم، بالاخره زن گرفت فردا صبح یک نان گرفت و آورد به خانه، نان و هندوانه گرفته بود، زن گفت مگر ما چند نفریم؟ گفت چطور مگر؟ گفت چرا دوتا نان گرفتی؟ گفت ای خاک بر سرم بعد از عمری زن گرفتیم و آن هم یک نان را دوتا میبیند، بعد گفت: چرا دوتا هندوانه گرفتی یکی هم بسمان است! گفت این هم بعدی، بعد گفت اینکه کنارت نشسته کیست؟ گفت مخلصتم هر کسی را میخواهی دوتا ببینی ببین! دست به ترکیب ما نزن! ما را همان یکی ببین)
دو چشم فلسفی چون بود احول *** زوحدت دیدن حق شد معطل دیگر نمیتواند حق را یکی ببیند
کلامی کو ندارد ذوق توحید *** به تاریکی در است از غیم تقلید هر حرف و هر کلامی که در آن بوی توحید نیست و در آن منم منم است اینقدر علم من است اینقدر مقام من است شما چقدر دارید؟ شما چقدر مایه دارید و چقدر پول دارید و چه شخصیتی هستید؟
دیشب ایستاده بودیم دم همین در یک آقایی آمد که ظاهرا مَناسبی هم داشت، رو کردند به ایشان و گفتند ایشان آقای فلان است و یک مسؤولیتی داشت خلاصه، او آمد پیش ما گفت آقا ایشان خیلی مرید داشتند در منبر صحبت نشد که ایشان دارای مریدهایی بودند گفتم کسی که در آن دنیا ملائکه مریدش باشند نیازی به این مریدهای این دنیا ندارد و همان کفایت میکند، سرش را پایین انداخت و رفت.
ایشان مرید دارند! چه مرید دارند؟ رفته آن دنیا، این بنده خدا این عبد صالح دارد حساب و کتاب پس میدهد! این کار را کردی و آن کار را نکردی، حالا ما میگوییم این آقا مرید دارد این اقا ندارد، این حرفها چیست؟ این مسائل چیست؟ دنیا همین است! از شخصیت تجلیل شد! چقدر تقوا بوده؟ چقدر توجه به خدا بوده؟ ایشان بسیار مرد بزرگی بود، وضعیتش با وضعیت سایر افراد که ما میدیدیم و میبینیم خیلی تفاوت داشت ولی مسئله چیست؟ اینقدر مرید دارند اینقدر فلان و اینقدر چه، و و و عالم کثرات که حد و یقفی ندارد. صحبت باید صحبت خدا باشد آنکه به ما در این مجالس میرسد قرائت حمد و سوره است این را کسی توجه نمیکند والا وضعیت همان است.

