
بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 توضيحي در ارتباط با معناي اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام. 2 توضيحي در ارتباط با معناي حقّ و حقيقت. 3 فردي كه چشم قلب و ديدۀ باطن او منفتح شده است همۀ امور در عالم هستي را از دريچۀ واقعيت و حيثيت تكويني آنها مشاهده و نظاره ميكند. 4 لزوم داشتن حسن ظنّ نسبت به برادر مؤمن و ذكر حكايتي در ارتباط با آن. 5 بيان برخي از ظرائف و دقايق مسير سير و سلوك الهي. 6 سوءاستفاده فردي از نام مرحوم علامه طهراني و عملكرد كريمانۀ مرحوم علامه. 7 اولياء الهي بدنبال دعوت افراد بسوي شخصيت و سِمَت و شئون خود نميباشند. 8 اولياء الهي از همراهي كردن ايشان توسط افراد بشدت پرهيز ميكردند. 9 توضيحي در ارتباط با آيه شريفه:( شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ) . 10 تفسير بخشهاي از دعاي قنوت: اللَهم اجعل في قلبي نوراً و في بصري نوراً.
بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها
توضیحات:
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 توضيحي در ارتباط با معناي اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام. 2 توضيحي در ارتباط با معناي حقّ و حقيقت. 3 فردي كه چشم قلب و ديدۀ باطن او منفتح شده است همۀ امور در عالم هستي را از دريچۀ واقعيت و حيثيت تكويني آنها مشاهده و نظاره ميكند. 4 لزوم داشتن حسن ظنّ نسبت به برادر مؤمن و ذكر حكايتي در ارتباط با آن. 5 بيان برخي از ظرائف و دقايق مسير سير و سلوك الهي. 6 سوءاستفاده فردي از نام مرحوم علامه طهراني و عملكرد كريمانۀ مرحوم علامه. 7 اولياء الهي بدنبال دعوت افراد بسوي شخصيت و سِمَت و شئون خود نميباشند. 8 اولياء الهي از همراهي كردن ايشان توسط افراد بشدت پرهيز ميكردند. 9 توضيحي در ارتباط با آيه شريفه:( شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ) . 10 تفسير بخشهاي از دعاي قنوت: اللَهم اجعل في قلبي نوراً و في بصري نوراً.
بررسی حیثیت واقعی اشیاء و کیفیت شهادت آنها
15این مسجد قائم یادم هست در زمان شاه میآمدند جنازه لشکریها و سرلشکرها را میآوردند و میگذاشتند در مسجد که فردا بیایند ببرند، یک مرتبه میدیدی هنگی راه افتاد طبل و شیپور و بیا و برو و که مثلا سرلشکر فلان و ...، الان هم همین است، کشورها را نگاه کنید، اشکال مختلف است و شکلش فرق کرده، فلانی مرده است چقدر در تشییعش آمدهاند؟ زیاد بودند، کم بودند؟ چقدر در مجلس ختمش شرکت کردند؟ چقدر برایش اعلامیه چاپ کردند؟ چقدر برایش تسلیت گفتند؟ یک صفحه روزنامه از اعلامیه پر شده بود، من در مجالسی بودم که از این صحبتها میکردند، ایشان اینطور بود و آن طور بود، همان یال و کوپال سرلشگر سابق شاه و ارتشبد و فلان و فلان و تبلیغ و بساط و بازیهایی که آن موقع درمیآوردند! همیشه هست و صورتش و الفاظش فقط عوض میشود! چه کسی اینجا میگوید چندتا فاتحه خواندیم؟ چندتا طلب مغفرت کردید؟ چقدر کارهایش برای آن طرفش فایده داشت؟ اصلا و اصلا! مجلس ترحیم شده مجلس بزرگداشت!
سابق میگفتند مجلس ترحیم یعنی طلب مغفرت، حالا شده بزرگداشت و بعد هم شده نکوداشت و ...، و اینها ما را دور میکند. با هر جعل عبارت و با هر کدام از این عبارتهای مزخرف، بزرگداشت و نکوداشت ما را دور میکند. باید گفت ترحیم باید گفت حمد خواندن باید گفت طلب مغفرت باید لفظ را گفت تا مردم بدانند که چه میکنند، بزرگداشت چیست؟ این مسائل چیست؟ اگر ما میخواستیم در اینگونه مطالب کارهایی که دیگران انجام میدادند انجام بدهیم روی دست آنها هم میزدیم خیلی راهها هم بلدیم که کسی بلد نیست! که چه؟ همهاش میشود دنیا و اعتبارات و این و آن نگاه کردن ها، یا اینکه نه! انسان میآید مینشیند و قرآن میخواند و حمد و سوره میخواند و به ذکر خدا زبانش مترنم است، تمام اینها طَبَقهای نوری میشود که به روح آن متوفای انسان و آن تازه گذشته و آن شخص میرسد و او در آن عالم عاجزانه التماس میکند که از این کارها برای من بکنید، چه میگویید که ایشان چندتا مسجد و حسینیه و بیمارستان ساخته است! ساخته که ساخته.
