لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
7بنده خودم بودم با همین دو چشم خود دیدم، در مجلسی بودیم و وقتی که تهمت زده میشد، گفتم: این شخص که این کار را نکرده است، گفتند: نه، ولی صلاح است گفته شود در یک روزنامه یادم است که به فرد بیگناهی، تهمتی زده شد (آن فرد هم از دنیا رفته است، در اصفهان یکی از ائمه جماعات اصفهان بود، فقط یک مرتبه ایشان را دیدم، در سفری، در قطار و کوپه ما بود، پیرمرد خوبی بود و سرش در کار خودش بود) در یک وقتی و زمانی بعد از انقلاب در یکی از روزنامهها تهمتی زده شده بود، خود شخصی که این مسأله را پیگیری کرده بود، بیواسطه برای من نقل کرد، ایشان میگفت: به همان مسؤول گفتم که: شما به این شخص تهمت زدید، من او را میشناسم. میگویند: نه، مگر میشود؟ ما افرادمان، فرستادگانمان، محققانمان، بیخود حرف نمیزنند. روزنامه ما روزنامهای نیست که بدون تحقیق حرف بزند. گفت: شما یک نفر از افراد دفترتان را بفرستید با من و به خرج من، میرویم در آنجا تحقیق میکنیم و نتیجهاش را گزارش میدهیم. گفتند: بسیار خوب و یک نفر را فرستادند با آن شخص رفت در آنجا تحقیق کردند و آمدند، معلوم شد که کذب محض است؛ یک عده با ایشان حساب و کتاب داشتند، آمدند جَو درست کردند و بعد هم در روزنامه این قضیه منعکس شده است. میگفت: ما به اتّفاق آن نفر آمدیم و برای آن کسی که مسؤول بود قضیه را توضیح دادیم و این آقا هم شهادت داد که مطلب اینگونه است، ایشان گفت: ما روزنامهی خود را خراب نمیکنیم، روزنامه ما اعتبار دارد! این دین شد!؟ تهمت به مؤمن ایراد ندارد، اتهام به روحانی ایراد ندارد، آبروی یک مؤمن را در سطح شهر بردن اشکال ندارد ولی اعتبار روزنامه نباید به هم بخورد! نعوذ باللَه! آن وقت ما مبّلغ پیغمبریم!.
همین الان هم همین طور است؛ در یکی از مجلههایی که در حوزه پخش میشود، آمدند راجع به روح مجرّد، مقاله نوشتند که عربی هم هست، چرت و پرتهایی نوشتند و بعد هم همانها مدعی بر این شدند که مسأله اگر خلاف باشد و کسی مطلبی بدهد، ما منتشر میکنیم. مقاله داده شد که پخش کنند، گفتند: پخش نمیکنیم!. مگر شما نگفتید؟ (تا الان هم پخش نشده است).

