لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
4هم افراط غلط است و هم تفریط، انسان در تعریف باید جوانب کار را در نظر داشته باشد؛ یعنی به اعتقاد سرکار، انسان به جای اینکه در ماه رمضان قرآن بخواند، بوستان بخواند! همان ثواب را به او میدهند! خیلی احمقی! و همه اینها بخاطر این کلّههای غرب رفته است که آمدهاند و از دیدگاه باطل و دنیایی و نفس خود به قرآن نگاه میکنند، آن دیدگاهی که بیاید حافظ را یک آدم شرابخوار و معشوقهباز معرفی کند، توقّع دارید که بیاید برای شما دعای کمیل بنویسد. جز خنده و استحزاء و پوچی چیزی ندارند، مبلغ علمشان هم همین است ذلک مبلغهم من العلم.
قرآن و روایات و ادعیه ائمة معصومین (نه روایاتی که افراد نقل میکنند، نه! دعاهایی که از زبان خود امام آمده و اصحاب آنها را ثبت و ضبط کردهاند) خواندنشان مؤثر است. مرحوم آقای حداد به بنده میفرمودند: فلان ذکر را باید به این کیفیت و به این معنا باید گفت، گرچه انسان ذکر را هم بگوید مفید است ولی اثر آن کجا و اثر این کجا. و این مطلب بسیار مطلب مهمی است که ما بدانیم این مطالب برای ما است و مربوط به زندگانی و حیات ما است و هر کسی در هر وضعیتی که دارد و در هر رشته و موقعیتی که هست، خودش را با این مطالب تا حدّ امکان تطبیق بدهد و واقعاً در چنین موقعیتی خود را قرار دهد و فقط دلخوش نباشیم به اینکه سالی یک مرتبه ماه رمضانی میآید و شبها مینشینیم و دعای افتتاحی میخوانیم و با هم صحبت میکنیم و الفت و انسی هست.
من خود شاهد بودم که بزرگان در طول حیات خود دعای ابوحمزه را بر روی میز خود میگذاشتند و به آن نگاه میکردند و به دعای افتتاح و سایر ادعیه نظر میکردند. اینکه مرحوم آقا میفرمودند هفتهای دو بار انسان روایت شریف عنوان بصری را مطالعه کند، بیجهت نیست، زیرا هر دفعهاش یک چکش است و یک تَنَبُّه و بیدار باش است، امروزه میبینیم قضایایی که اتفاق میافتد؛ به انواع مختلف مناسبتها میگذارند تا اینکه آن را زنده نگاه دارند؛ شخصی پنجاه سال پیش مرده است، سالگرد برایش میگذارند، استخوانهایش پوسیده که چه عرض کنم بخار شده است و به هوا رفته، این گذاشتن مراسم برای چیست؟ برای اینکه در اذهان تزریق شود و بمباران تبلیغاتی کنند.

