لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
3البته از حق نباید گذشت، حسنی که آیات قرآن و ادعیه معصومین (علیهم السلام) دارد، نفس خواندن عباراتی که از آن زبانها و از آن دلها آمده است، خودش موجب برکت و نور است و این مسئلهای است که در این مسئله بزرگان هم مطالبی فرمودهاند و در روایات هم داریم نسبت به این قضیه، بالاخره کلامی را که آن کلام، انشاء پروردگار است و با کلامی که انشاء آدم عادی است و افکارش در محدوده افکار عادی است، هیچ ربطی به هم ندارد.
خواندن عبارتی که از کلام معصوم و از نفس قدسی و مطهر او سرچشمه میگیرد (که همان نزول مراتب اسماء و صفات پروردگار است از دریچه نفس معصوم، هیچ تفاوتی ندارد) با خواندن یک حکایت گلستان یا بوستان سعدی خیلی تفاوت دارد.
از یک آدم نادان و نفهمی شنیدم گفته بود: شما چه قرآن بخوانید و چه بوستان سعدی، فرقی ندارد، مگر غیر از این است که بوستان سعدی همان قرآن است! چقدر باید انسان احمق باشد که چنین چرندی را به زبان بیاورد، نادان! سعدی قرآن را از دریچه فهم خود اتّخاذ کرده است و سعدی یک آدم معمولی است که ادبیات و بلاغتش خوب است، در مونتاژ کلمات و تعابیر مانند او نیامده است در غزل سرایی و مطالب حکمتآمیزی که دارد که از روایات گرفته و همه را به خودش بسته است! (خیلی خوب است) و تمام مطالب پیغمبر و بزرگان را اخذ کرده و اصلًا نگفته اینها را از کجا آوردهام، سعدی کجا و حافظ کجا؟ اصلًا اینها بین زمین و عرش خدا فاصله دارند، نه بین زمین و کهکشان و زحل. سعدی بر خاک راه میرفت و حافظ در عرش سیر میکرد، مولانا در عرش حرکت میکرد، عرفا در حرم خدا راه میرفتند و در آنجا سیر میکردند. آن کسی که میآید آن چرندیات را در آخر بوستان و کلیات میآورد نباید آدم بیش از مقدار به او بها دهد.

