لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
13در زمان سابق که مرحوم آقا در طهران بودند، مسائلی اتفاق افتاده بود و یکی از رفقا هم دنبال این جمعیت راه افتاده بود، من به او گفتم: شما به چه اجازهای دنبال این جمعیت راه افتادهای؟ آیا این جمعیتی که دیدی حرکت میکند و از کنار منزلت رد میشود بر حقّ است یا بر باطل میرود؟ گفت: ما دیدیم جمعیت، اینها مسلمان هستند و همانهایی هستند که میآیند در مساجد. گفتم: مگر تو استاد و آقا بالاسر نداشتی؟ پس آقا بالاسر برای چه وقت است؟ فقط برای اینکه دستش را ببوسی و پشت سرش نماز بخوانی، پس استاد و شخص خبیر و راهنما را برای کی گذاشتهاند؟ گفت: خب دیگه کردیم دیگر، گفتم: منتظرش هم باش، عجیب است که من همین آیه را برایش خواندم؛ الذین توفاهم الملائکه .... منتهی آن بنده خدا نفهمید من چه میگویم، چون سواد نداشت گفت: معنایش چیست؟ گفتم: برو معنایش را بپرس! الذین توفاهم الملائکه .... آن کسانی که میمیرند و به خود ظلم میکنند، شما چه میگفتید و چه میکردید؟ چرا در فلان جریان دخالت کردید؟ قالوا کنا مستضعفین ما چه میدانستیم، دیدیم یک عده مسلمان هستند و میروند و ما هم دنبالشان راه افتادیم.
در جریان عاشورا خیال نکنید همه افرادی که آمدند در کربلا، به روی امامحسین شمشیر زدندها! نه این طور نبود. عدّهای از آنها به خودشان جرأت دادند و خیلیها نیامدند یعنی همان عقبها سر خودشان را گرم کردند؛ جزو لشکر عمر سعد بودند و مواجب بگیر بودند و برای ده، بیست و صد تومان آمده بودند برای کشتن پسر پیغمبر! با دو کیسه گندم راه افتاده بودند! به این هم میگویند آدم! حالا مسلمان هم نباشد، تو آدمی! دو کیسه گندم به تو بدهند بگویند برو پسر پیغمبر را تیر بزن، اصلًا پسر پیغمبر نه، یک آدم را تیر بزن. به شما صد هزار تومان بدهند، بگویند این گربه، سگ را در خیابان با تیر بزن! چه کسی دلش میآید تیر بزند؟ حیوان خداست، برای چه بزند؟ یک وقت ضرر دارد مسألهاش جداست. یک کبوتری را بزند و یک جانداری را بیجان کند؛ لذا شکار حیوانات به قصد تلذّذ حرام است، انسان حق ندارد کبوتر را بزند، اگر قصدش تفریح باشد، حق ندارد بزند، یک وقت نیاز است، احتیاج است و گوشت گیرش نیامده، میگویند: به اندازه ضرورت و الّا انسان حق ندارد هر حیوانی را بزند، یک بز را در کوه بزند، گنجشگها را بزند و ...، اینها اشکال دارد، غیر از صید بحر که ماهی و امثال آن باشد، مسألهاش جدا است. ولی حیوانات برّی فقط برای ضرورت اشکال ندارد یا برای استفاده یا کسی که شغلش فقط همین است و کسب اواز این راه است و الّا برای تفریح همه اینها اشکال دارد. صد تومان به کسی بدهند، بگویند برو سر پسر پیغمبر را جدا کن و او راه بیفتد ا ا! و بودند در آنها افرادی که خود را دور نگاه میداشتند و فقط اسبی میتازاندند و دیگر دلشان نمیآمد که بیایند جلو.

