
لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 لزوم مطالعه و تدبّر افراد در فقرات شريفۀ دعاي ابوحمزه ثمالی و تطبيق آنها با وجود خويش. 2 تأكيد مرحوم علامه طهراني بر مطالعه و تدبر افراد نسبت به روايت شريفه عنوان بصري دو بار در هفته. 3 نصب كردن صور قبور ائمه اطهار علیهم السلام و اولياء الهي در منزل در توجه انسان نسبت به عالم معنا مفيد و مؤثر ميباشد. 4 لزوم تمسك و تبعيت واقعي افراد از سيره و منش ائمه اطهارعلیهم السلام و اولياء الهي. 5 انتشار برخي از مطالب نادرست در ارتباط با كتاب روح مجرد در يكي از مجلههاي حوزه و خودداري مسئولين آن از انتشار پاسخ و جوابيه آن. 6 توضيحي در ارتباط با دو جنبه وجودي انسانها نسبت به پروردگار متعال. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با اخبار مرحوم علامه طهراني از ضمير استاد طهراني. 8 اطّلاع و احاطۀ اولياء الهي بر شراشر وجود افراد و نيات و اعمالي كه افراد انجام ميدهند.
لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
توضیحات:
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه 1 لزوم مطالعه و تدبّر افراد در فقرات شريفۀ دعاي ابوحمزه ثمالی و تطبيق آنها با وجود خويش. 2 تأكيد مرحوم علامه طهراني بر مطالعه و تدبر افراد نسبت به روايت شريفه عنوان بصري دو بار در هفته. 3 نصب كردن صور قبور ائمه اطهار علیهم السلام و اولياء الهي در منزل در توجه انسان نسبت به عالم معنا مفيد و مؤثر ميباشد. 4 لزوم تمسك و تبعيت واقعي افراد از سيره و منش ائمه اطهارعلیهم السلام و اولياء الهي. 5 انتشار برخي از مطالب نادرست در ارتباط با كتاب روح مجرد در يكي از مجلههاي حوزه و خودداري مسئولين آن از انتشار پاسخ و جوابيه آن. 6 توضيحي در ارتباط با دو جنبه وجودي انسانها نسبت به پروردگار متعال. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با اخبار مرحوم علامه طهراني از ضمير استاد طهراني. 8 اطّلاع و احاطۀ اولياء الهي بر شراشر وجود افراد و نيات و اعمالي كه افراد انجام ميدهند.
لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
18وقتی که این مسأله روشن شد، آن وقت آنجا این مسأله میآید؛ ولا یؤذن لهم فیعتذرون به اینها اذن داده نمیشود تا اینکه بخواهند اعتذار کنند، اینکه اذن داده نمیشود، نه اینکه بخواهند بگویند حرف نزن، این واقعه وقتی برای آنها جلوه کند اذن برداشته میشود، این معنایش است. یک وقتی یک شخصی میخواهد بیاید و در یک محکمه از خودش دفاع کند، اگر بخواهد دفاع کند قاضی محکوم میشود، قاضی پرونده را از قبل امضاء کرده، قبل از اینکه این بدبخت را بیاورند در دادگاه و اصلًا شهادتی باشد و وکیلی، بر فرض بخواهد باشد که نیست، اگر بخواهد باشد، قبل از آن پرونده امضاء شده، بعد هم یک مسائل سَمبَل ...! تا میخواهد صحبت کند، میگوید: آقا! شما که آمدید حکم را دادید، بگذارید دو کلام من حرف بزنم، میگویند: بلند شو، برو! میخواهی چه بگویی؟ وقت دادگاه را میخواهی بگیری؟ مگر ما بیکاریم؟ روزی هزار نفر مثل شما میآیند اینجا، بلند شو، برو! وقت نداریم، عذر دارند ولی اجازه اعتذار داده نمیشود.
و لا یؤذن لهم فیعتذرون، امّا در روز قیامت اینگونه نیست، چرا خدا اجازه ندهد؟ مگر خدا با کسی حق و حساب دارد؟ اگر کسی عذر دارد بیاید عذرش را بگوید؛ بنده که نماز را نخواندم، به این دلیل بوده، این دروغ را گفتم به این دلیل بوده، خدا دستش که بسته نیست که بخواهد بترسد؛ نه! اینکه یوم لا ینطقون و لا یؤذن لهم فیعتذرون، معنایش این است که زمینه عذر برداشته میشود و دیگر کسی نمیتواند عذر بیاورد، وقتی شخص خود را در نفس واقعه ببیند دیگر چه میخواهد بگوید؟ آنجا دیگر زبانش بند میآید و میگوید: من این کارها را کردم؛ یعنی مبنا و ریشه عذر به طور کلّی از بین میرود.
پس تجّلی توحید بر نَفَس و مشاهده نفس در همه مراحل وجود، در عالم دنیا بعد از اعتذاری است که آنها میآیند و عذر و دلیل و بهانه میآورند و می خواهند مطالب را واژگون مشخص کنند، ملائکه به آنها میگویند: ارض اللَه الواسعه این از نظر علمی، تجلّی توحید بر نفس و مشاهده حقائق از نظر عینی.
