اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
9تا مرد سخن نگفته باشد *** عیب و هنرش نهفته باشد ولی وقتی که انسان سخن میگوید معلوم میشود در دستش گوهر است یا خرمهره؟
امیرالمؤمنین فرمود: «سَلُونِى قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِى، فَإِنِّى بِطُرُقِ السَّمَاوَاتِ أَخْبَرُ مِنْکمْ بِطُرُقِ الأَرْضِ»1 هر چه میخواهید بپرسید و سؤال هم کردند و حضرت هم جواب دادند.
راجع به سیدالشّهدا داریم که «و اللَه نفس أبیه بین جنبیه» در روز عاشورا که آمد، گویا امیرالمؤمنین ظهور کرده است! تجلّی حضرت مانند تجلّی پدرش بود. آن نفسی که در وجود پدرش بود و آمد در مقابل خلفا ایستاد و تهدیدها نتوانست او را از پا دربیاورد، وعدهها نتوانست او را به کرنش وادارد، همان نفس آمده و در اینجا میگوید بر پدر یزید و ابن زیاد و همهشان ... شما مرا میخواهید به تسلیم وادار کنید؟ «أَلَا إِنَّ الدَّعِىَّ ابْنَ الدَّعِىَّ، قَدْ رَکزَ بَینَ اثْنَتَینِ، بَینَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةِ».2
این زنا زاده آمده مرا بین عزّت و ذلّت مخیر کرده؟ من دست و پای یزید را ببوسم؟ طلب بخشش کنم؟ دست در دست او بگذارم و با او بیعت کنم؟ او چه میگوید؟ احمق! این حرف تو برای یک آدمی که در خیابان راه میرود یک ننگ ابدی است، چه رسد به شیعه علی مرتضی، چه رسد به اولیا و منِ پسر پیغمبر؟ چه میگویی؟ امام (علیه السلام) میفرماید: این حرف برای یک آدم عادی ننگ ابدی میآورد و یک آدم عادی که اسم انسان روی او است بیاید و دست تسلیم و بیعت در دست یک آدم شرابخوار، قمار باز، کلبباز، میمونباز بگذارد؟ اگر یک آدم عادی این کار را بکند باید تا آخر عمر مردم او را انگشت نما و طرد کنند که چگونه به خود اجازه میدهد که مقام انسانیت و ربط با پروردگار خود را زیر پا بگذارد و در مقابل یک آدمی مثل خود بلکه بسیار پستتر و ذلیلتر و زبونتر از نظر مسائل اخلاقی و فرهنگی و ثقافی و مسائل علمی و اعتقادات و مبانی دست بیعت بدهد.
- بحارالأنوار، ج ٤٠، ص ١٥٣
- اللهوف، ص ٩٧

