اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
7اینها همه ربوبیت است؛ حکومتها، سلطنتها و مدیریتها همه ربوبیت است. اینهمه بر سر هم میزنیم، رئیس بشویم چیه؟ تاریخ مصرف دارد، چهار سال بعد، یک ماه بعد، یک سال بعد، یا دو سال بعد. واقعاً برای یک ماه ارزش تو سر زدن دارد؟ واقعاً عجیب مَتبی آمدند به ما نشان دادن، ما قدرش را نمیدانیم! چه کسانی آمدهاند اعتباریت اینها را به ما نشان دادند؟! اینکه الآن ما میخندیم، این خنده بیخود نیامده. من مطمئنم دوستان و رفقای ما از زمره کسانی هستند که اگر در چنین زمینه و ظرفهایی قرار بگیرند میخندند. من اطمینان دارم، چرا میخندیم؟ مطالبی فهمیدهایم و متوجّه شدهایم، از خودمان هم نیاوردیم. زحمتش و در به دری و عملهایش را آنها کردهاند، بیمارستانش را آنها رفتهاند و هزار مصیبت کشیدهاند و ما سر سفره نشستهایم. با مرحوم آقا (پدر) میآمدم طهران، در طیاره بودیم. ایشان چشمشان ناراحتی پیدا کرده بود و قرار بود بیایند طهران عمل کنند. به من فرمودند: میگویند شاید به واسطه کثرت مطالعه و زیاد نوشتن شما به این مسائل مبتلا گشتهای. ای کاش کارتان را کمتر کنید و یا میکردید. آقای سید محسن! شما بدان که اگر بنا باشد مرا قطعه قطعه کنند، دست از مطالعه و نوشتن برنمیدارم. چشم که چیزی نیست ... این حرفی است که ایشان میزدند. رفقای ایشان میدانستند که ایشان شوخی نمیکند و نیازی به تواضع و شوخی کردن نداشتند.
بنده پیش از این گفتم: شما اگر بدانید که در دست شما جواهر است اگر همه دنیا بگویند خزف و خرمهره است ناراحت نمیشوید؛ «لَوْ کانَ فِى یدِک جَوْزَةٌ وَ قَالَ النَّاسُ فِى یدِک لُؤْلُؤَةٌ، مَا کانَ ینْفَعُک وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا جَوْزَةٌ وَ لَوْ کانَ فِى یدِک لُؤْلُؤَةٌ وَ قَالَ النَّاسُ إِنَّهَا جَوْزَةٌ مَا ضَرَّک وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا لُؤْلُؤَة».1 تمام مردم بگویند آقا در دست شما گوهر است و تو میدانی که خرمهره است، خزف است، مهره خر است و سفت گرفتهای و میگویی که گوهر است. اگر راست میگویی، دستت را باز کن! بیا بحث کن و حرف بزن.
- بحارالأنوار، ج ٧٥، ص ٢٩٩

