اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
6«هذا ابن قتال العرب، و اللَه نفس أبیه بین جنبیه».
«این، فرزند کشنده عرب است. به خدا سوگند جان پدرش در میان دو پهلوی اوست.»
نفس پدر در سینه اوست یا «نفس أبیه» یا «نفساً أبی»؛ کاتب دندانه و تشدید نگذاشته است. از این مسائل در روایات زیاد است و این باعث شبهات و اشکالات میشود حالا فرقی نمیکند یا «نفساً أبی»؛ نفسی که خودداری میکند و زیر بار ظلم نمیرود و تهدید او را متواضع نمیکند. نفسی که تشویق او را ذلیل و پست نمیکند و همیشه در مقام اباء یعنی حرّیت.
امام حسین همیشه حرّیت داشت و سرش بالا بود و تا قیامِ قیامت هم سر آن حضرت بالاست. بعضیها سرشان را پایین میاندازند و کفششان دو متر از خودشان جلوتر میرود و خیال میکنند این شکل در میان مردم ظاهر شدن برایشان افتخار است. نه بابا!
نفساً أبِیه؛ نفسی که ابا دارد، آزادی و حریت دارد، تا خدا خدایی میکند، مظهر جلالیت حق است. ما چهار سال خدایی میکنیم و تاریخ مصرفمان تمام میشود و میرویم پِی کارمان. ٦ سال، ٨ سال، ١٠ سال، سلطنت! سلطنتِ مادام العُمر میکنیم، شاهان پادشاهان یا به برادر منتقل میشود یا به پسر. مثل ارث، موقوفات! نسل اندر نسل! و دعواها سر موقوفه است. چوب و چماق میآورند، یکی میگوید: این موقوفه به من میرسد دیگری میگوید: نخیر به من میرسد! اینها همه سلطنت و خدایی است و اینها همه مقام ربوبیت است. همه میگویند «من»! هیچ کس نمیگوید «او»، من باید متولّی شوم، خب نشو! پیچ روده میگیری؟ خُنّاق میگیری؟ من باید ... خب نشو بدبخت! بیچاره اگر متولی نشوی که راحت تری! در این دنیا حرف کمتر میشنوی، ارث را خورده، مال را برده! این سال این دنیا! حالا این دنیا را بگیر بعد میروی آن دنیا میفهمی! برایت گذاشتهاند نیم متری یک متری منار هم همین طور. گذاشتند، آماده، به انواع مختلف که شما را مورد نوازش قرار بدهند!

