اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
10حالا یک کسی که دو رکعت نماز میخواند و معتقد هم هست و ایمان هم دارد، کسی که شیعه هم هست حالا یکی کسی که مقداری راه رفته و کسی که ولی خدا هم هست، حالا یک کسی که مثل من امام بر خلائق است ... شما چه فکر میکنید؟ کجایید؟ اصلًا کجایید؟ هیهات! یعنی برو و این آرزو را تا قیامت تا خدائیت خدا، با خود به گور ببر. خیلی عجیب است، ما طاعت لئام را بیاییم بر مرگ برگزینیم؟
و یکی از آقایان در همان موقع یادم هست که در منبر البته مرد بزرگ و با فضلی هم بود خدا رحمتش کند ولی این روایت را اینگونه خوانده بود «و اللَه نفس أبیه بین جبینه» جنبیه را جبین خوانده بود، در نوارش هم هست، یادم هست که یک روز ایشان آمده بود در منزل، نزد مرحوم پدر ما، در بین صحبت اتفاقاً ایشان هم گوش داده بودند، زمان شاه بود این قضیه، ایشان فرمودند این جنبیه است، شما جبینه میگویید، ایشان هم قبول کرد. خدا رحمت کند همه را.
نفس در پیشانی نیست؛ معنا ندارد که بگویند نفس فلانی در پیشانی او است، نه، در جنب که معنی به سینه و قلب میشود از نظر تشبیه معنا به ظاهر، از این نقطهی نظر این تشبیه در اینجا میآید.
«لتطفى جوى بین الحشى والأضالع» تا اینکه آتش درون که آتش لیلا است، خاموش شود.
فقالت نساء الحَی تطمع أن تری *** بعینک لیلی مت بداء المطامع 1 زنهای قبیله آمدند و گفتند چه چیزهایی در سر میپرورانی؟ تو میخواهی لیلا را ببینی؟ با این چشم میخواهی لیلا را ببینی؟ در حسرت این آرزوها و در بیماری این آرزوهای برآورده نشدنی و در مرض این نوع بلندپروازیهایی که در شأن امثال تو نیست بمیر! و این آرزو را به گور ببر.
وکیفَ تَرَی لَیلَی بِعینٍ تَرَی بِهَا *** سِوَاهَا؟ وَمَا طَهَّرْتَهَا بالمَدَامعِ چگونه میخواهی لیلا را ببینی با آن چشمی که غیر او را دیدهای؟
- دواوين الشعر العربي علي مر العصور، ج ٨٥، ص ٤٢٧

