اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
5گفت لیلی را خلیفه کان تویی *** کز تو مجنون شد پریشان و غوی از دگر خوبان تو افزون نیستی *** گفت: خامش! چون تو مجنون نیستی عبدالملک بن مروان گفت: لیلی را بیاورید ببینیم او کیست که سر و صدایش تمام عالم را گرفته است! از کره ماه آمده، از کره زهره آمده؟ مجنونی که خیلی بیتابی میکند! خیال نکنید که مجنون یک آدم بی سر و پایی بوده در بیابان! نه، پسر یکی از رؤسای قبایل عرب و پسر عموی لیلی و بسیار با شخصیت بوده و اشعاری دارد که به اعتقاد من اهل فضل و علم و اهل طریق حتماً باید اشعار او را مطالعه کنند.
اشعار قیس بن مجنون عامری که همان مجنون معروف است، از عالیترین و راقیترین و لطیفترین و ظریفترین اشعار عرفانی و سلوکی است. او اشعار عجیب و لطیفی دارد!
میگوید:
تمنیت من لیلی علیالبعد نظرة *** لتطفی جوی بین الحشی والأضالع جری طمعی فی حب لیلی بما جری *** ولیلی توارت عن عیونی فی الوری از دور تمنّا کردم، ولی ما را که به داخل راه نمیدهند!
لیلا کیست؟ تصوّر نکنید که لیلا از همین عشق و عاشقیهای کوچه و بازاری و لات و الواطی بوده:
عشقهایی کز پی رنگی بود *** عشق نبود عاقبت ننگی بود! اینها، هر دو اهل کار بودند؛ یعنی کار و برنامه آنها بیحساب نبود، منتهی آن محبّت الهی به این صورت تجلّی کرده است و بعد هم تغییر چهره داده و بعد در آخر حقیقت توحیدی شده است.
راجع به مجنون قضایایی میآورند که آخر عمر کارش به کجا کشید ....!
یک نگاهی را ما تمنّا کردیم که لیلایی بیاید و بگذرد و ما از دور او را نگاه کنیم و آن آتشی که در درون و در سینه هست فرو نشیند.
یادم هست یکی از بزرگان، این عبارتی را که راجع به سید الشهدا در روز عاشورا میگفتند که در روز عاشورا آنچنان ظهوری از خود به خرج داد که همه به یاد شجاعتها رشادتهای امیرالمؤمنین افتادند و راجع به آن حضرت میگفتند:

