
اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه. 1 اصل وجود آثار نشأت گرفته از هويت ذات باري تعالي و اراده او ميباشد. 2 توضيحي راجع به عالم ماده و كيفيت ارتباط آن با مجرّد. 3 توضيحي در ارتباط با كيفيت ارتباط و اتّصال نفوس و انتقال معاني به يكديگر بدون تكلّم و صحبت كردن. 4 توضيحي در ارتباط با برخي از اشعار قيس بن مجنون عامري. 5 حريّت و آزادگي سيدالشهداء عليه السلام تا ابد الگو و نمونه براي انسانهاي آزاد و حرّ ميباشد. 6 فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با شدّت اهتمام و جدّيت ايشان نسبت به كتابت دورۀ علوم و معارف اسلام. 7 عدم قدرشناسي و استفاده كامل افراد از اولياء الهي در مسير رشد و تكامل خود و حسرت ايشان از فقدان وجود آنها. 8 جامعيّت مرحوم علامه طهراني در علوم منقول و معقول و اعلميت ايشان نسبت به ساير فقها.
اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
توضیحات:
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه. 1 اصل وجود آثار نشأت گرفته از هويت ذات باري تعالي و اراده او ميباشد. 2 توضيحي راجع به عالم ماده و كيفيت ارتباط آن با مجرّد. 3 توضيحي در ارتباط با كيفيت ارتباط و اتّصال نفوس و انتقال معاني به يكديگر بدون تكلّم و صحبت كردن. 4 توضيحي در ارتباط با برخي از اشعار قيس بن مجنون عامري. 5 حريّت و آزادگي سيدالشهداء عليه السلام تا ابد الگو و نمونه براي انسانهاي آزاد و حرّ ميباشد. 6 فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با شدّت اهتمام و جدّيت ايشان نسبت به كتابت دورۀ علوم و معارف اسلام. 7 عدم قدرشناسي و استفاده كامل افراد از اولياء الهي در مسير رشد و تكامل خود و حسرت ايشان از فقدان وجود آنها. 8 جامعيّت مرحوم علامه طهراني در علوم منقول و معقول و اعلميت ايشان نسبت به ساير فقها.
اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
13امروز یک مسئله خلاف و بیاساسی مطرح است، میگویند اسلام دین جهان شمول است، بله، در این حرفی نیست و اسلام دینی است که برای همه دنیا است نه برای یک طایفه خاص، بله، این را هم قبول داریم و اسلام دینی است برای همه ملل و افراد و نحل و طوایف، فقیر و غنی و عالم و جاهل و سلطان و غیر سلطان، وزیر و وکیل و تاجر، همه اینها در هر نقطه از نقاط دنیا هستند دین اسلام خاتم ادیان و پیامبر ما خاتم پیامبران است و همه را در تحت خود قرار میدهد، تا اینجا مطلب تمام است، از اینجا مسئله خلاف پیدا میشود، چون اسلام دین جهان شمول است پس باید بتواند با همه آداب ملل خود را تطبیق بدهد! چه شد؟ نه! چه کسی گفته باید خود را تطبیق بدهد؟ دین اسلام که دین جهان شمول است یک مطلب، این که باید خود را با دیگران تطبیق بدهد مطلب دیگر است. این من درآوردی است، دیگران باید خود را با اسلام تطبیق بدهند. اینکه دیگر معنای جهان شمولی نیست، جهان شمول بودن اسلام؛ یعنی تمام افراد از زمان بعثت پیغمبر اسلام تا زمان قیام قیامت ظهور حضرت و بعد از ظهور حضرت، تا قیام قیامت تا دم مرگ، تمام افرادی که در دنیا زنده میشوند و اسم انسان بر آنها نوشته میشود، برای سعادت و کمال و رفع نواقص خودشان و استکمال استعدادات و رسیدن به فعلیتها محتاج به قوانین اسلام هستند، نه اینکه قوانین اسلام خود را با آنها تطبیق دهد، بر همین اساس، فتاوی پوچ و خلاف که اسلام فقط احکامش به یک سری سننی که در یک سری قبایل است منحصر نیست، همه سننها را باید بگیرد، من باب مثال اگر فرض کنید در فلان قبیله اصلا چادر نیست، بی حجاب هستند و میآیند و میروند، اسلام برای آنها هم هست، آنها هم باید مسلمان شوند و لازم نیست چادر سرشان کنند، چادر که البته ضرورتی ندارد، لازم نیست حجاب داشته باشند، همین طور لخت مادرزاد هم درآمدند! هر چی بود! اسلام جهان شمول است دیگر! آن قبیله هم مسلمان هستند و حجابشان همین است، خُب ببینم حالا بیحجابشان دیگر چه چیز است؟ دیگر چه چیزی را میخواهند نشان بدهند؟ وقتی همه مسائلِ «کهَیئَةِ یوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه» قرار باشد اینجوری باشد، پس اسلام آنها هم همین است، فلان قبیله و فلان کشور در میان خودشان آداب و روابط اجتماعی دارند و بعد هم تبعات دیگری هم دارند، اسلام هم جلوی آن روابط را نگرفته است، دست شما درد نکند! فرض کنید در فلان کشور در میان خود و ارتباطاتشان نسبت به ارث و روابط اجتماعی و روابط زن و مرد و احکام بین زن و مرد، یک تساویهایی قائل هستند و ....، اسلام هم جهان شمول است دیگر! در ایران یا لبنان و یا عراق ارث زن نصف مرد است و لی در آنجا برابر است، اسلام جهان شمول است دیگر و .... این معنای جهان شمولی اسلام شد؟ نه آقاجان اینها در اشتباه هستند، جهان شمولی اسلام این است که: «حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى یوْمِ الْقِیامَة».1
- كافي، ج ١، ص ٥٨
