فراموش کردن موقعیت خود یکی از علل سقوط سالک
6حالا حضرت سجاد در یک همچنین موقعیتی است یک همچنین وضع و حالی دارد. چه جور میشود که حضرت بیاید و این مطالب را به این کیفیت بیان کند؟ حالا ما به اینکه حضرت در چه عالمی هست و در چه وضعیتی هست، به او کاری نداریم اصلا عقلمان هم نمیرسد که بیاییم در این مطالب .....! یک توجیهاتی برای خودمان میکنیم که حالا قبلا هم عرض کردم، به مناسبت خودش هم شاید بعدا بیاید. آنچه که مهم است این است که این فقره مربوط به الان ما است، این را چند مرتبه خدمت رفقا عرض کردم، اگر اهمیت نداشت اینقدر تکرار نمیکردم، یکی از علل سقوط ما سلّاک حالا اسم خودمان را میگذاریم همین است که این فقرهی امام سجاد را ما فراموش کردیم موقعیت خودمان را فراموش کردیم. زبان ما در عین عدم گویایی و در عین الکن بودن، به اندازهی هزارتا زبان سالم دراز است پیش خدا! علت این است. قلب ما در عین ناتوانی و در عین هلاکت و در عین خمودی و خستگی و بار گناهانی که او را از بین برده و خسته کرده و توان پرواز را از او گرفته است، در عین حال به اندازهی هزار برابر قلب انبیا و ائمه بحمدلله دارای توقع و دارای تمنی و دارای انتظار است! انتظار است! و مصیبت از اینجا شروع میشود.
اگر کسی موقعیت خودش را همیشه به یاد بیاورد و وضعیت خودش را همیشه بداند، بعید است که دستخوشِ حوادث و دستخوش ناگواریهای جریانات و مسائل و وسوسهی خناسان و شبهه ابالسه و شیاطین قرار بگیرد، میداند کیست، میداند وضعیتش چیست، حال خودش را میداند، حال خودش را میداند. یکی آمد به بنده گفت، آقا بنده در خواب دیدم که شما چه و چه و چه و فلان ....! گفتم خیلی خب شما در خواب دیدید بنده که در خواب ندیدم که بنده چه و چه و چه و فلان ....! هر وقت هم بنده مثل شما در خواب دیدم بسیار خب آن موقع خدمتتان هستیم عرض ارادت میکنیم ولی بنده تا در خواب ندیدم پس آن خواب مبارک خودتان باشد.

