فراموش کردن موقعیت خود یکی از علل سقوط سالک
3یک بچه که هنوز به تکلیف نرسیده است میتوانیم بگوییم که او گناه نکرده ولی نه اینکه اشتباه هم نکرده، نه! ممکن است اشتباه کند ممکن است به اندازهی خودش در کثرت باشد ممکن است به اندازهی خودش در تعینات گرفتار باشد به اندازهی خودش جلب منافع و دفع مضار را از نفس خود میکند، اینطور نیست. حتی بچهای که سه ساله است بچهای که چهار ساله است بچهای که دو ساله است خیلی از بچهها هستند که وقتی که .....، خب شواکل مختلفی دارند بچهها، شاکلههای متفاوتی دارند ولی همهی اینها به سمت جلب منفعت حرکت میکنند منتهی دارای نفس نیستند آن نفس کدورت که دارای انانیت هست آن نفس را دارا نیستند، جنبهی توحید در آنها قویتر است جنبهی تجرد در آنها از افراد بزرگسال بیشتر است. وقتی که یک قضیهای اتفاق میافتد میگویند که شهادت بچه در مرحلهی اول مسموع است. چرا؟ چون در مرتبهی اول همان چه را که هست میگوید ولی بعد او را میبرند گوشه، کنار، تهدید، وعده، شکلات، شیرینی، خلاصه خط و نشان و با وعده و وعید، آن فکر طاهر و خالص را مبدَّل به فکر مخلوط و حال مغشوش میکنند در وهلهی اول بچه صاف است. صاف میآید میگوید تقصیر این بود من دیدم اول این این را زد بعد این. ولی وقتی میروند میگویند اگر این را بگویی نمیدانم چرخ و فلک سوارت نمیکنیم نمیدانم کجا نمیبریم شیرینی و بستنی برایت نمیخریم، این جوری برو بگو. این هم میآید میگوید اول او این را زد! این قبلش این را میگفت ولی ....... لذا میگویند آن شهادت اول مسموع است و [ترتیب اثر داده] میشود و بعد آن صحبتهای بعدی مسموع نیست.
خب ما میتوانیم بگوییم که بچه گناه نکرده ولی آیا یک ولی الهی یک امام معصوم علیه السلام، آیا عدم صدور ذنب از او هم مانند یک طفل مراهق است مانند یک طفل غیر ممیز است. ممیز در عین اینکه تمیز میدهد اگر خلافی بکند قانون او را نمیگیرد ممیز است ولی خلاف میکند. میگویند باید نامحرم خود را از ممیز محفوظ نگه دارد. حرام است که از ممیز خود را حفظ نکند، نپوشاند. زیرا طفل ممیز تشخیص امور را میدهد تشخیص حسن و قبح را میدهد. بنده در اینجا اضافه میکنم حتی از غیرممیز هم چنان چه موجب مفسده در آتیه بشود بالاخره افراد متفاوت هستند اینها دارای استعدادهای مختلف هستند دارای حافظهها و ذاکرههای مختلف [و] متفاوت هستند چه بسا ممکن است که طفل در هنگام حادثه ممیز نباشد ولکن آن صورت ذهنیهای که از فعل در ذهن او نقش میبندد این صحیح نیست و موجب فساد خواهد بود این را باید لحاظ کرد ولی صحبت در این است که این آیه که میفرماید خدای متعال طهارت را برای این ذوات مقدسه به مقام اطلاقی خودش مقرر فرموده است، مقصود چه طهارتی است؟

