اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فراموش کردن موقعیت خود یکی از علل سقوط سالک

14018
سال 1428

فراموش کردن موقعیت خود یکی از علل سقوط سالک

13
  • اول کاری که امیرالمومنین کرد گفت هر چیزی را که آن سه خلیفه به ناحق به افراد دادند، همه را به بیت المال برمی‌گردانم، فریادها رفت هوا! گفتند ای داد بیداد! عجب اشتباهی کردیم! عجب اشتباهی کردیم! نمی‌دانستند که امیرالمومنین در مقام طهارت مطلقه است این را یادشان رفته، این جا نمی‌افتاد، دوام طهارت مطلقه یعنی کلک برنمی‌دارد غل و غش برنمی‌دارد دروغ برنمی‌دارد صدق مطلق است صدق مطلق است سخن به اشتباه نمی‌گوید.

  • یکی از افراد می‌گفت در یک جلسه‌ای قرار بود برای یک قضیه‌ای رأی بگیرند، افرادی که در آن‌جا بودند هم مشخص بودند، آقای فلان فلان فلان چندتا مشخص بودند، می‌گفت رأی گرفتند قرار بود که من انتخاب بشوم نشدم، کس دیگری را انتخاب کردند، جالب این‌جا است کس دیگری که در آن مجلس بود گفت من به شما رأی دادم ولی مسئله این‌طور درآمد، آن کسی که دست خطها را می‌فهمید آمد به او گفت فلانی به تو رأی نداده و دروغ به تو گفته، آن وقت این زبان چطور می‌تواند خدا را بخواند؟ چطور می‌تواند؟ صاف صاف دروغ! می‌گوید من به تو رأی دادم در حالتی که نداده بود. خب در این دنیا دروغ را بگو حالا بر فرض آن طرف توانست دست خط را بخواند حالا اگر کسی نمی‌توانست این باور می‌کرد دیگر، روز قیامت که می‌شود دیشب گفتیم چه گفتیم؟ يوْمَ تَشْهَدُ عَلَيهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يعْمَلُونَ‌ النور، ٢٤.

  • زبان می‌آید می‌گوید در فلان مجلس تو که نوشتی فلانی رأی نیاوَرَد چرا به دروغ مرا به کار بردی و از من برای دروغت استفاده کردی؟ این زبان قشنگ درمی‌آید و می‌ایستد جلو آدم، می‌ایستد. زبان این قدر که بیشتر نیست! می‌ایستد و چنان پته‌ی آدم را روی آب می‌ریزد که انسان همین‌طوری صاف! عجب! من گمان نمی‌کردم که ....! آخر تو در من بودی این زبان در دهان من بود جزوی از من بود جزوی از وجود من بود جزوی ....! چطور شده الان در مقابل من می‌ایستد؟ چطور شد؟ این دست که جزوی از من بود و من احساس ملکیت می‌کردم نسبت به این دست، هر طور می‌خواستم حرکت می‌دادم این را این طرف می‌کردم آن طرف می‌کردم این را برمی‌داشتم، با دست خود اعمال نفوذ می‌کردم حالا این دست می‌آید و در روز قیامت می‌گوید هان! تو با این دست به گناه سیلی زدی بر آن شخص مظلوم! تو با من به گناه، قلم را گرفتی و امضای دروغ کردی، تو به گناه با این دست آمدی و شهادت به ناحق و کذب نوشتی، تو با این دست آمدی و حکم به ناحق را امضا کردی! هان! بدان! همه را این‌جا در تمام سلول‌های این دستم، همه را یادداشت کردم تا بخواهی بگویی نه، می‌گوید تماشا کن! تماشا کن! ببین که در چه وضعیتی هستی؟ امیرالمومنین علیه السلام دارای طهارت مطلق است ما دارای این وضع هستیم زبان ما به خلاف می‌گردد دست ما به خلاف می‌گردد تمام این‌ها به خلاف است با این وضع دیگر چه باید کرد؟ چه علاجی برای این مسئله باید اندیشید؟