اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات

14٬231
سال 1428

1 حقیقت ربطیه همۀ موجودات عالم هستی فقط پروردگار متعال را نشان می دهد. 2 تأکید بزرگان و اولیاءالهی بر لزوم معرفت و شناخت افراد خصوصا استاد و پرهیز از سر سپردگی نسبت به هر فردی. 3 دیدگاه نادرست افراد نسبت به جایگاه و موقعیت خویش وتوغّل ایشان در امور اعتباری وتخیّلی. 4 کلامی از مرحوم انصاری رحمةاللَه علیه پیرامون کتاب النجم الثاقب.

اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات

توضیحات:

1 حقیقت ربطیه همۀ موجودات عالم هستی فقط پروردگار متعال را نشان می دهد. 2 تأکید بزرگان و اولیاءالهی بر لزوم معرفت و شناخت افراد خصوصا استاد و پرهیز از سر سپردگی نسبت به هر فردی. 3 دیدگاه نادرست افراد نسبت به جایگاه و موقعیت خویش وتوغّل ایشان در امور اعتباری وتخیّلی. 4 کلامی از مرحوم انصاری رحمةاللَه علیه پیرامون کتاب النجم الثاقب.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات

5
  • یک بنده خدایی بود یک وقتی خیلی ....، همه تصورشان این بوده بر این‌که خب یک آدمی است که رعایت اخلاق را می‌کند رعایت آداب را می‌کند رعایت چه را می‌کند، در صحبت، در این طرف، رفت و آمد، من می‌دانستم که این‌ها همه فیلم است تئاتر است بازی و همین و غیر از این چیزی نیست. تا این‌که یک روز در یک جایی بودیم بعدازظهری بود آن شخص با زن و بچه‌اش می‌خواست برود در جایی و اتفاقا گذر ما افتاده بود در همان کوچه، من از دور یک مرتبه متوجه شدم که آن شخص دارد می‌آید و با زن و بچه‌اش قصد جایی را دارد، حرکاتی که خب کوچه کسی نبود و تنها و این‌ها، همین خودشان بودند دیگر حرکاتی که من از دور مشاهده می‌کردم در آمدن و صحبت کردن با این‌ها، از یک مرد عاقل خیلی مستبعد می‌آمد و غریب بود که یک آدم فرض کنید که .....، حالا درست است که زن و بچه‌ی آدم [هستند] ولی آدم هر کاری که جلوی آن‌ها نمی‌کند دیگر، آخر بالاخره هر چیزی حساب و کتاب دارد.

  • ولی این، حرکاتش طرز صحبت کردن او، طرز این چیزها، خیلی برای من عجیب بود که حالا این مثلا چطوری صحبت می‌کند مثلا حالا چه ....، خب دیدید یک کسی بخواهد خیلی جلف، جلف و خیلی مادون شأن یک نفر در یک سن مثلا کذا، همین که از دور در فاصله‌ی پنجاه متری یکدفعه چشمش به من افتاد، یکدفعه دیدیم چنان شق و رق و دقّ و نمی‌دانم این‌ها، سیخ مانند میخ، همین‌طور گویا اصلا آسمان را بر سرش کوبیدند، این اصلا رنگش پرید، لابد فهمید که ما بالاخره چشممان می‌دیده دیگر، همچنین خیلی مؤدب و آرام، دیگر قدم‌ها به شمارش افتاده بود حرکات خیلی نظم یافته بود ادا و اطفار، ادا و اطفار در ملأ عام گشته بود و در مرآ و پشت دوربین و این‌ها شده بود، تا این‌که به ما رسیدند حالا ما وقتی دیدیم قضیه این‌طور است حالا خواستیم که بنده خدا ناراحت نشود یکدفعه فوری برگشتیم، از همان راهی که آمدیم برگشتیم که حالا برخوردی چیزی نباشد هان؟ قضیه روشن؟

/ 380