اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ظهور حیثیت ربطیه موجودات در مظاهر و مجالی مختلف

14288
سال 1428
نسخه عربی

ظهور حیثیت ربطیه موجودات در مظاهر و مجالی مختلف

5
  • یک مسئله که خب مربوط به خود فرد است که حالا ما نمی‌دانیم در این زمینه چه نیتی بوده و حالا علی کل حال خود آن‌ها بهتر می‌دانند ولی یک مطلب دیگری که به خود ایشان برمی‌گردد این است که دیگر آن حیثیتی در وجود خود نمی‌دید، خیلی از صلحا ممکن است باشند، عبّاد، این‌ها که بخواهند خودشان را به صورتی نه این‌که دربیاورند در مقام تظاهر، نه! افراد صالحی هم خب هستند افراد با نیتی هستند و می‌خواهند اهل صلاح باشند و این‌طور هم بود ولی خیلی فرق است بین این‌که یک شخص بخواهد حالی در خود به وجود بیاورد که صورت ظاهر صلاح را بخواهد بر خود منقوش کند تا این‌که از زمرة صالحین باشد یا این‌که اصلا فرد آن حالش، خودش منشأ انتزاع و منبع برای تراوش عمل است. این اولیاء الهی واقعا این‌طور هستند یعنی در مقام اصلاح خود نیستند اصلاح دیگر کجاست؟ اصلاح دیگر معنا ندارد. این اصلاح مال ما است که نفس ما به یک سمت گرایش دارد عقل و منطق به سمت دیگر دعوت می‌کند، انسان باید با مخالفت با نفس، پیرو همان عقل و منطق باشد. خب این کار خوبی است خیلی هم کار خوبی است و باید هم این‌طور باشد و الان هم باید این‌طور باشد ولی اگر ما همین را بخواهیم حالا تقلید دربیاوریم تقلید دربیاوریم، قضیه‌ی آن، قضیه‌ی طوطی می‌شود که روغن زده بودند در سرش، موی سرش ریخته بود، گفت از چه ای کل با کلان آمیختی/ تو مگر از شیشه روغن ریختی/ از قیاسش خنده آمد خلق را/ پوچ و خود پنداشت صاحب دلق را.

  • ما ادا درمی‌آوریم خدا رحمت کند مرحوم آقا در اولین سفر، در آن سفری که من هفده سالم بود که مشرف شدیم حج با ایشان، یک روزی با رفقای همان موقع که با ایشان مشرف شدیم، تا آن جایی که بنده به یادم دارم همه به رحمت خدا رفتند، دیگر اگر یکی دوتا باشند اطلاعی ندارم، اکثرا به رحمت خدا رفتند، یک روز قرار گذاشتیم برویم غار حرا، هوا هم گرم بود. وقتی که حرکت کردیم رفتیم تا آن بالا خیلی عطش و این‌ها وقتی به آن بالا رسیدیم جمعیت به حدی بود که نمی‌شد دیگر رفت، فقط ما غار را دیدیم. آن‌قدر افراد آن‌جا بودند [که‌] ما حتی تا چند متری [غار بیشتر جلو] نرفتیم من وقتی که [به‌] آن‌جا رسیدیم خب با همان زبان کودکی خودم گفتم این‌جا را پیغمبر آخر از کجا پیدا کرده؟ آخر این غار زیر این سنگ، این فاصله‌ی دو فرسخی تا مکه بیاید، تمام این کوه‌ها را باید گشته باشد این غار را پیدا کرده باشد! پیغمبر که کوه نورد نبود با آن وسایل و تجهیزات ماهواره‌ای و فضایی و ناوبری که بیاید نشان بدهند، آقا یک نگاهی کردند و فرمودند: کار نیکان را قیاس از خود مگیر/ گرچه باشد در نوشتن شیر شیر/ آن‌ها راه‌هایشان یک جور دیگر است حساب و کتاب آن‌ها با ما فرق می‌کند فرق می‌کند.