اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ظهور حیثیت ربطیه موجودات در مظاهر و مجالی مختلف

14288
سال 1428
نسخه عربی

ظهور حیثیت ربطیه موجودات در مظاهر و مجالی مختلف

3
  • دیشب خدمت رفقا عرض شد که نفس خود وجود و افعال وجودی انسان، دو جنبه دارد، به جنبه‌ی اولش اشاره شد و به جنبه‌ی دوم هنوز نپرداختیم حالا اشاره‌ی جنبه‌ی اول را یک مقداری تکمیل می‌کنیم تا بعد به مرتبه‌ی دوم برسیم که کلام امام سجاد علیه السلام نازل به مرتبه‌ی دوم این جنبه‌ی هویتی و واقعیتی است که در انتساب به افعال ما این مورد نظر قرار گرفته و مورد توجه حضرت واقع شده است.

  • در جنبه‌ی اول خدمت رفقا عرض شد که تمام افعال از نقطه‌ی نظر حقیقت وجودیه‌ی خودشان‌ خیر محض هستند و هیچ خلافی در آن‌ها وجود ندارد هیچ مسئله‌ای نیست نفس فعل یک عملی است خیر و یک واقعیتی است که از نقطه‌ی نظر ظاهر اصلا می‌توانیم بگوییم نه شری به او تعلق می‌گیرد و نه خیری، فعلی است که منتسب به مبدأ قدرت و علم و حیات است تمام صفاتی که در عالم منصه‌ی ظهور پیدا می‌کنند از هر شخص و هر موجود، این‌ها مستند به این سه اسمِ لازمه‌ی ذات هستند یکی علم و یکی حیات و دیگری قدرت که آن دو اسم دیگر که علم و قدرت باشد باز آن‌ها زاییده و منتزع از حیات هستند و حیات خودش لازمه‌ی ذات و لازمه‌ی لاینفک ذات است به نحوی که ذات بدون حیات اصلا معنا ندارد به عبارت دیگر اختلاف در مفهوم در این‌جا وجود دارد نه اختلاف در مصداق. و دو مفهومی است که هر دو بر یک هویت خارجیه اشارت دارند و حکایت دارند و مسئله‌ی ذات با مسئله‌ی حیات اقتران دارد اقتران هویتی لا اقتران مفهومی. حیات استمرار ذات را می‌گویند نفس استمرار ذات بعد از تحقق در مرحله پس از تحقق، این عبارتٌ اخرای حیات است.

  • وقتی که شخصی زنده است می‌گوییم این حیات دارد وقتی که افتاد روی زمین می‌گوییم حیاتش را از دست داد الان مرگ و موت بر این شخص حاکم است تا وقتی که راه می‌رود می‌گوییم حیات دارد تا وقتی که صحبت می‌کند می‌گوییم حیات دارد تا وقتی نگاه می‌کند گوش می‌دهد می‌گوییم حیات دارد ولی وقتی که این استمرار قطع شد می‌گوییم حیات ندارد. آن وقت آن حیات نسبت به آن نفس، جنبه دیگری پیدا می‌کند و آن حیات نسبت به این جسد، جنبه دیگری پیدا می‌کند یعنی این حیات نسبت به جسد به معنای استمرار جنبه جمادی دیگر خواهد بود و نسبت به آن نفس که مفارقت کرده از بدن، آن جنبه خودش را دارد که در عالم خودش و به لباس دیگر در عالم، مشغول کار و برنامه‌ی خودش هست پس این حیاتی که الان ما داریم از آن اسم می‌بریم فقط برای اقتران و تعلق آن نفس به این بدن است. این نفس وقتی با این بدن با همدیگر اقتران پیدا کردند اتحاد پیدا کردند همنشین شدند ....