ظهور حیثیت ربطیه موجودات در مظاهر و مجالی مختلف
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
أدعوک یا سیدى بلسان قد أخرسه ذنبه رب اناجیک بقلب قد اوبقه جرمه.
خدایا من تو را با زبانی میخوانم که گناهانش او را به لکنت واداشته و با قلبی با تو مناجات میکنم که جرم و جنایتش او را از مناجات با تو محروم نموده و توان مناجات را از او گرفته.
عرایضی در این زمینه خدمت رفقا بیان شد و ماحصل مطلب در شبهای گذشته این بود که این فقره برای این است که ما موقعیت خود را در مقام خطاب با پروردگار، چه در زمینهی ندا و دعا و عبادت و چه در زمینهی توجه، که با قلب باید انجام بشود بدانیم و متوجه باشیم که ما کجا و آن مقام ربوبی کجا؟ و آن کیفیت برخورد اولیاء دین و اولیاء الهی با پروردگار چه نحوه است و آن کیفیت برخورد ما به چه نحوهای هست؟ و متوجه وضعیت خودمان هم باشیم و به آن نحوهی ارتباط خود با خدا توجه کنیم که خدای نکرده آن ارتباط، ارتباط طلبکارانهای نباشد بلکه همیشه ربط، ربط بدهکارانه باشد نه اینکه در ظاهر این مسئله را بگوییم، چون همهی ما الان هر کسی اینجا نشسته از او بپرسند که آقا شما از خدا طلبی داری؟ میگوید نه! ولی در واقع هزارتا طلب داریم. میدانید این از کجا است؟ تا یک خورده اوضاع این طرف و آن طرف بشود داد ما میرود بالا، پس معلوم است که ما طلب داریم. میگوییم به ظاهر که ما کسی نیستیم ما چیزی نیستیم ما قابل نیستیم، نه! خیلی هم قابل تشریف دارید خیلی هم بزرگوار تشریف دارید و داریم خیلی هم از خدا طلب داریم و باید هم بپردازد، نپردازد هم حسابش را هم میرسیم اگر دستمان برسد، دستمان نمیرسد! باید اینطور بشود باید آنطور بشود اوضاع باید به کام ما بگردد و امثال ذلک ولی مطلب غیر از این است.

