حیثیت ربطیه موجودات عالم
17امیرالمومنین علیه السلام میفرماید ما قلعت باب خیبر بالقوی البشریه و الجسادنیه بل قلعتها بالقوة الربانیی و الالهیی من باب خیبر را با قوۀ بشریت نیامدم بکنم و بگذارم، در آن وقت تجلی اسم قویِّ پروردگار و قادر پروردگار بود در من و آن اسم آن در را کند من نکندم، من در را نکندم من همین هستم که شما میبینید میتوانم به حسب عادی، البته در آن فلسفۀ کلی حتی حرکت یک پشه هم همان ظهور تجلی است، نه! به حسب عادی و عرفی و عوامانه ما صحبت میکنیم ولی در خیبر را که من نمیتوانم، این دری که فقط میگویند چهل نفر او را باز میکردند چی چی بود؟ معلوم نیست قطار هم باشد چهل نفری راهش میبرند چه دری بوده برای قلعه که...؟ خلاصه این طور نقل میکنند، گاهی اوقات کم و زیاد میشود در تاریخ. چهل نفر باز میکردند چهل نفر میبستند و لابد از این درهای خیلی سنگینی بوده که به واسطۀ هجوم دشمن و اینها بتواند مقاومت کند. آن وقت امیرالمومنین عین پر کاه بردارد این را بکند و بردارد دو فرسخ هم بیاندازد حالا دو فرسخ که نه! چند متری هم بردارد پرت کند کی میتواند؟ اصلا هر چه هم باشد خب بالاخره یک بشر است یک بشر عادی قوایش محدود است دیگر، قوایش محدود است قدرتش محدود است توانش محدود است لذا حضرت خودش میفرماید که آن تجلی اسم قادر بوده که آمده این را کار را انجام داده علی این کار را نکرده او آمده خودش این کار را کرده شما چرا از من میبینید؟ چرا در چشمان شما اللَهم اجعل فی بصری نورا نیست؟ اگر اللَهم اجعل فی بصری نورا بود ما در وقت خیبر اگر حضور داشتیم این کار امیرالمومنین را تجلی اسم قادر میدیدیم، به امیرالمومنین نگاه نمیکردیم دارد این کار را میکند، به او نگاه میکردیم چطوری این کار را دارد انجام میدهد. دیدگاه عوض میشد.

