اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حیثیت ربطیه موجودات عالم

16356
سال 1428

حیثیت ربطیه موجودات عالم

12
  • دیدگاه عوض شد درخت عوض نشد چون دیدگاه عوض شد یک مرتبه صدای انا ربّک از درخت درآمد نه این که خدا در درخت تجلی کرد و درخت ظرف برای صدا شد این شرک است این کفر است! نه نه! وجود ذات حق محدودیت قبول نمی‌کند قید قبول نمی‌کند بلکه در تجلی ذات قید برداشته می‌شود قید از چه برداشته می‌شود؟ یعنی درخت آب می‌شود؟ تا به حال چوب بود یکدفعه بخار می‌شود؟ خب بخار هم خودش قید است. درخت دود می‌شود؟ خب دود هم خودش قیداست شما چوب را هم بسوزانید اول این آتش شعله می‌گیردتبدیل به گرما می‌شود هم شعله قید است هم گرما قید است هم دود قید است همۀ اینها قید است بخار بشود، بخار قید است هوا بشود هوا قید است هر چه شما تصور کنیددر عالم مظاهر و در عالم تعینات، آن خارج از قید نیست. پس تجلی ذات حق بر درخت باعث چه شد؟ باعث رفع قید شد، از چه؟ از موسی نه از درخت. دیدگان موسی را عوض کرد.

  • اللَهم اجعل فی قلبی نورا و فی سمعی نورا و فی بصری! هان! نور آمد رفت در قلب، مشاهدۀ ذات حق. رفت در سمع نه این گوش نه بابا! حالا فوقش هم همین گوش اشکالی ندارد چون همان تجلی ممکن است صورت خارجی پیدا کند اشکالی ندارد. گوش نور آمد در آن. وقتی که در گوش نور بیاید قید را نمی‌بیند، وقتی قید را ندید آن می‌شود چه؟ می‌شود انا الحق. می‌شود انا ربک. نور آمد در بصر، چه دید؟ نه این که یکدفعه درخت رفت کنار، به جای درخت طلا دید! نه بابا درخت درخت است، همان درخت را دید و همان خصوصیات [را] دید ولکن آن درخت را دیگر مقید به این حدود ندید. آن درخت را در عالم وجود منحلّ در ذات و ارادۀ پروردگار دید و وقتی هر چیزی که در این مسئله، حالا این مسئله از درخت بوده، از تمام سنگریزه ها ندای انا ربک بلند شده حالا در قرآن فقط به آن درخت در آن جا اشاره می‌شود یا این که خصوصیت و سنخیت وجودی حضرت موسی در آن موقع از محدودیت و سعۀ وجودی، به نحوی بوده که بر درخت تعلق گرفته است و بر سایر جمادات تعلق نگرفته، این هم یک مرتبه‌ای است که انکشاف حقیقت توحید برای انسان در اطوار مختلف متفاوت است. در نباتات به یک شکل است در جمادات به یک شکل است در حیوانات به یک شکل است ممکن است انسان در حیوان ببیند ولی در نبات نبیند این در آن موقع با آن خصوصیت ربطیۀ حیوانیِ تجلی ذات در آن جا سنخیت برقرار کرده نه با جنبۀ نباتی چون جنبۀ نباتی تجلی دیگر است جنبۀ جمادی تجلی دیگر است هر کدام از اینها تجلیات مختلف هستند بعد یکدفعه استجماع جمیع تجلیات می‌شود که آن مرتبه مرتبۀ فناء است. هنوز به مرتبۀ فنا حضرت موسی نرسیده، نه! کار دارد تا این که به آن جا برسد. الان برای او تجلی نباتیه پیدا شده و در این تجلی قید برداشته می‌شود قید در این جا برداشته می‌شود.