اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حیثیت ربطیه موجودات عالم

16356
سال 1428
نسخه عربی

حیثیت ربطیه موجودات عالم

5
  • بنده خودم در یک مجلسی بودم یک نفر از روحانیون از طهران به مشهد آمده بود هنوز به زیارت امام رضا مشرف نشده بود من داشتم می‌شنیدم که داشت با یک نفر صحبت می‌کند از روحانیون معروف هم بود طرف به او گفت زیارت رفتی؟ گفت نه! امشب برنامۀ فوتبال ایرلند با کی است اگر بخواهم بروم حرم از من فوت می‌شود! حالا فردا هم می‌توانم حرم بروم! خب حالا این آقا دعای ابوحمزه [را] برای چه می‌خواهد بخواند؟ و نرفت و نشست تماشا کرد، نمی‌دانم دیگر بعد که [رفت یا نه؟ چون] ما بلند شدیم رفتیم، منزل یک شخصی [بود،] بلند شدیم رفتیم. حالا دیگر برای چه می‌خواهد این شخص دعای ابوحمزه را بخواند؟ برای چه اصلا می‌خواهد این عبارت امام سجاد را بفهمد یا نه؟

  • به قول آن آقا، مرحوم آقا شیخ محمدعلی کاظمینی که از مراجع نجف بود می‌گفت برای چه این حرفهایی که عرفا می‌زنند باید خدا را شناخت و توحید این حرفها؟ به درد نمی‌خورد چرا؟ چون آن مقدار که ما وظیفه داریم [این است که] در برابر اوامر مولا عبودیت کنیم و تکلیف‌مان را به جا بیاوریم این هم خب انجام می‌دهیم حالا خب مولا کیست به ما چه مربوط است؟ حالا مولا هر کسی می‌خواهد باشد می‌خواهد آدم باشد می‌خواهد جن باشد می‌خواهد ملک باشد می‌خواهد دُم داشته باشد سُم داشته باشد دندان داشته باشد نیش داشته باشد این را من دارم می‌گویم، وظیفۀ ما نماز خواندن و عبودیت است! همین! خب دعای ابوحمزه به درد این آدم نمی‌خورد آن کسی که می‌گوید لازم نیست من بفهمم این خدا کیست؟ آیا جسم است؟ من خبر ندارم روح است؟ نمی‌دانم. اصلا مجرد است؟ نمی‌دانم چیست. همین قدر می‌دانم یک صانعی وجود داشته و خلق کرده و این عوالم را به وجود آورده و بعد هم تکالیفی برای بشر قرار داده والسلام دیگر نامه تمام! همین! این میزان شناخت و معرفت ظاهری از مبانی شریعت است آقایان! خب باید به این آقا گفت که بسیار خب عزیزم، پس این همه مطالب هست راجع به مراتب تقوی، این همه مطالب راجع به مراتب بهشت، این همه مسائل راجع به مراتب تجرد، این همه که ایمان ده درجه دارد سلمان ده درجه را رفته است جابر بن [یزید جعفی].....، این جواب ساده است این اصلا جواب چیز ندارداین قضیه، پس اینها چیست؟ این مسائل چیست؟ آیا اصحاب ائمه هم با هم فرق نمی‌کردند؟ بین میثم تمار و بین آن اشعث بن قیس فرقی نبود؟ بین طلحه و زبیر و بین سلمان و مقداد از نقطۀ نظر مراتب ایمان فرقی نبود؟ بین ابودرداء که یک آدم عادی ظاهری بود حالا نه بد بود نه خوب بود بین ابودرداء و بین حبیب بن مظاهر فرقی نبود؟ بین او و بین ابوخالد کابلی فرقی نبود؟ جابر بن یزید جعفی فرقی نبود؟ کسی که امام باقر علیه السلام در حق او فرمود جابر دریایی است که به عمق آن نمی‌توان رسید! بین این و بین آن آدم پارچه فروشی که غیر از متر کردن متقال و تترون، آن موقع که تترون نبود نفتی نبود، کتان و صوف و پشمی‌و فلان و این حرفها، بین اینها فرقی نیست؟ هان؟ میزان و مبلغ علم ما از شریعت و از مبانی این است؟ این قدر است؟ خیلی خب این هم برای خودش یک جایی دارد و برای خودش یک حساب و کتابی دارد دیگر. ولی خب نه! بقیه چیزهایی هم فهیمدند بقیه چیزهای دیگری می‌فهمند مطالب دیگری می‌فهمند و به این چرندیات گوش نمی‌دهند و راه را می‌روند گوش می‌دهند به آن مطالبی که آن مطالب از عنایات خاصۀ پروردگار است نسبت به اخص بندگانش و آنها می‌خواهند به آن مراتب برسند اینها را بهش توجه می‌کنند به اینها توجه می‌کنند.