حیثیت ربطیه موجودات عالم
16میآیند مچ او را میگیرند میگویند نه! این نشد. این جا قانون است این جا حکومت است این جا پلیس است این جا محکمه است این جا زندان است این جا شلاق است اگر دست بگیری چاقو و شکم این را در بیاوری همین که تو چاقو را فرو میکنی پلیس میآید تو را دستگیر میکند و محکمه و بعد هم تو را به زندان میاندازند بعد هم زیر شلاق میگیرند که آمدی و عمل خلاف انجام دادی کار خلاف آمدی کردی خلاف قانون آمدی کردی. اما اگر آمدی و رفتی و درس خواندی و تجربه پیدا کردی آن موقع اگر میخواهی چاقو دست بگیری تازه دعوتت هم میکنند این طرف و آن طرف، بیا و فلان، تشویق هم میکنند به به و چه چه هم میگویند و اشکالی هم ندارد.
جناب فرعون آمد زود ادعا کرد، گیرش این بود، آمد خیال کرد مثل همان حضرت موسی که خدا پرده را برداشت از دیدگانش و از درخت ندای انا ربک شنید گفت که ما که از درخت کمتر نیستیم اگر درخت گفته انا ربک ما که انسانیم هم جنبۀ نباتیه در ما است و هم جنبۀ حیوانیه در ما هست و هم جنبۀ آن ملکوتیه و انسانیه در ما وجود دارد پس ما اُولی هستیم به گفتن انا ربک همان طوری که و اذ قال ربک للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس، در آن زمانی که خدا به ملائکه گفت که به آدم سجده کنید در آن جا ملائکه به که سجده کردند؟ به خاک؟ مگر خاک سجده کردن دارد؟ به کی سجده کردند؟ به همان حقیقت خلیفی اللَهی که ظهور و تجلی پروردگار است، به آن سجده کردند. یعنی در مقابل ذات پروردگار سر تسلیم فرود آوردند که آن ذات تعلق به این تجلی الان پیدا کرده. آن آمد آن مسئله را برداشت به خودش بست. بابا آنی که ملائکه آمدند به آدم سجده کردند ملائکه دیدگاه دیگری داشتند با دیدگاه این انام کالانعام تفاوت داشته و در آن جا آدم مظهر تجلی ذات بود تو الان در هزار تا تعلق و دنیا و هوا و شهوات گیر هستی تو را چه به این که بیای دعوی انا ربک بکنی؟ زود این کار را انجام دادی اگر صبر میکردی پخته میشدی در تحت تربیت موسی قرار میگرفتی و او تو را تربیت میکرد زنگار از دلت بیرون میرفت کدورتها بیرون میرفت آن گاه همان ندایی که از درخت برخواست آن ندا هم از تو برمیخواست و برخواهد خواست، منتهی نه برای همه کس، عالم حساب و کتاب دارد خیال نکنید هر کسی بلند شود بیاید و بگوید انا ربک! نه بابا! حساب و کتاب است میگیرند به چوب و فلک میبندند. آن وضع خاصی دارد آن حساب خاصی دارد.

