حیثیت ربطیه موجودات عالم
14فرعون ایرادش این بود بابا یکخورده صبر میکردی فرعون، من یادت میدادم، مگر درس نخواندی؟ اگر میآمدی تو هم فلسفه میخواندی تو که درس نخواندی اگر میآمدی به تو یاد میدادیم یکخورده انا ربکم الاعلی را دست نگه میداشتی، به مردم نمیگفتی، میآمدی تهذیب پیدا میکردی مراقبه میکردی در تحت تربیت واقع میشدی آن تعلقاتت از عالم ماده قطع میشد وجودت صاف میشد پاک میشد زنگار از قلبت برمیخواست چرکها و چروکها از وجودت زدوده میشد چشمانت دیگر چشمان متعلق متوغل در دنیا و هواها نمیشد از عالم تعلقات بیرون میآمدی حقیقت توحید و نور توحید در تو تجلی میکرد آن نور و بصیرت از جانب پروردگار بر قلب و سمع و بصرت افاضه میگشت آن وقت وقتی این حقیقت را میفهمیدی میگفتی انا ربک یک حرف دیگری بود، هان! آن موقع نه الان جان من! خیلی زود این راه را داری میروی حالا که زود داری میروی چون درغیر وقتش است از آن بالا میآورند تو را پایین، چوبت میزنند، چوبت میزنند نه به خاطر این که این حرف غلط است، درواقع امر و واقع مسئله بین فرعون و بین آن درخت فرقی نیست تفاوتی نیست منتهی آن درخت زبان بسته، دارای نفس نیست دارای تعلق نیست دارای شهوت نیست او انانیتی از خود ندارد تا این که در مقابل کبریائیت و انانیت پروردگار قد علم کند این فرعون دارای انانیت است دارای نفس است دارای شهوت است دارای انانیت و فرعونیت است دارای خودیتّ است دارای هزار صفت واقعی لازمۀ ذات حق که آن صفاتی که مربوط به ذات حق است اینها را به خودش بسته، میگویند چرا تو این مطلب را با ادراک واقعی نمیگویی؟ این جا باید کتک بخوری این جا باید بلایی بر سرت در بیاید که برای دیگران عبرت بشود قبل از موقع چیزی را به زبان نیاورند هر چیزی را در وقتش باید به زبان بیاورند هرچیزی را باید در جایش به زبان بیاورند.

