حیثیت ربطیه موجودات عالم
13خب لذا مرحوم سبزواری، حکیم سبزواری هم میفرمایند که موسئی نیست که دعوی انا الحق شنود موسی کجا پیدا میشود که بیاید اللَهم اجعل فی قلبی نورا و فی سمعی نورا و فی بصری نورا را شامل حالش بشود موسئی نیست که دعوی انالحق شنود/ ور نه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست. در شجری نیست که نباشد. نفی در نفی اثبات است. هر شجر را شما نگاه بکنید دارد میگوید انا الحق، دارد میگوید انا ربک، دارد میگوید انا اللَه، درخت را نگاه کنید دارد میگوید انا اللَه، آجر را بنگرید دارد میگوید انا اللَه، سنگ را نگاه کنید دارد میگوید انا اللَه. منتهی شرطش چیست؟ شرطش تحقق فاخلع نعلیک است. فاخلع نعلیک تا بشنوی. با وجود این قلبی که به هزار میخ در این دنیا به این و آن بسته است کجا ندای انا الحق به گوش ما میرسد؟ کجا ندای انا ربک به گوش میرسد؟ کجا ندای انا الذی لا اله الا هو به گوش میرسد؟ کجا میرسد؟ با این تعلق کجا این مطلب به گوش میرسد؟ باید فاخلع نعلیک محقق بشود تا آن مسئله پیدا بشود. متحد بودیم و یک جوهر، متحد بودیم و یک، فراموش کردم، یک نور آن همه، حالا اگر به یادم بیاید میخوانم، رفقا باید بدانند این اشعار را، اشعار مولانا را.
متحد بودیم ویک گوهر همه/ بی سر و بی پا بدیم آن سر همه. همه یک حقیقت داشتیم همه یک حقیقت ربطیه داشتیم همه بدون قید بودیم همه بدون نفس بودیم همه بدون تعلق بودیم، یک گوهر همه، یک گوهر بود یک جوهر بود. بی سر و بی پا بدیم آن سر همه/ چون به صورت آمد آن نور سره، به صورت آمد یکی شد حسن یکی شد حسین یک شد تقی یکی این شکل یکی آن شکل یکی قد بلند یکی متوسط یکی مال این سرزمین یکی مال آن سرزمین یکی عالم یکی غیرعالم، اینها دیگر، مظاهر مختلف، چون به صورت آمد آن نور سره، سره یعنی خالص، شد عدد چون سایههای کنگره/ کنگره ویران کنید از منجنیق/ تا رود فرق از میان این طریق/ ویران کنید یعنی فاخلع نعلیک، این کنگره را با منجنیق باید کوبید و قیود را برداشت تا این که آن حقیقت ذات در این جا تجلی بکند. چون که بی رنگی اسیر رنگ شد/ موسئی با موسئی در جنگ شد/ موسی آمد با یک موسای دیگر یعنی با همنظیر خودش در عالم شهادت که فرعون باشد در نزاع و در اختلاف در شریعت افتاد. اینها همه مال شریعت است دیگر، مال عالم تربیت است دیگر. چون که این رنگ از میان برداشتی/ موسی و فرعون کردند آشتی/ وقتی که این رنگ رفت آن حقیقت یکی شد آن قید برداشته شد موسی و فرعون همدیگر را بغل میکنند این میگوید تو کجا بودی؟ آن میگوید تو کجا بودی؟

