
حیثیت ربطیه موجودات عالم
1 تفسیر این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام : أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه 2 توصیه بزرگان و اولیاءالهی در ارتباط با افرادی که دچار بیماری وسواس هستند. 3 چگونه زبان انسان با وجود آنکه پروردگار متعال را می خواند بواسطۀ گناه لال وگنگ است. 4 توضیحی در ارتباط با مراتب و درجات اصحاب ائمه علیهم السلام. 5 حیثیت وجنبه ربطی میان همۀ وجودات عالم هستی وپروردگار متعال. 6 توضیحی پیرامون کیفیت اراده پروردگار متعال نسبت به خلق اشیاء درعالم هستی. 7 علوّ مقام وجایگاه جابربن یزید جعفی و رشید هجری وذکر حکایاتی راجع به ایشان. 8 هر وجودی درعالم هستی دارای دوحیثیّت وجهت می باشد.
حیثیت ربطیه موجودات عالم
توضیحات:
1 تفسیر این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام : أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه 2 توصیه بزرگان و اولیاءالهی در ارتباط با افرادی که دچار بیماری وسواس هستند. 3 چگونه زبان انسان با وجود آنکه پروردگار متعال را می خواند بواسطۀ گناه لال وگنگ است. 4 توضیحی در ارتباط با مراتب و درجات اصحاب ائمه علیهم السلام. 5 حیثیت وجنبه ربطی میان همۀ وجودات عالم هستی وپروردگار متعال. 6 توضیحی پیرامون کیفیت اراده پروردگار متعال نسبت به خلق اشیاء درعالم هستی. 7 علوّ مقام وجایگاه جابربن یزید جعفی و رشید هجری وذکر حکایاتی راجع به ایشان. 8 هر وجودی درعالم هستی دارای دوحیثیّت وجهت می باشد.
حیثیت ربطیه موجودات عالم
6امام سجاد علیه السلام در این جا میفرماید با زبانی که آن زبان در بیان حق الکن است من تو را میخوانم. برای روشن شدن این قضیه باید به این نکته توجه کنیم که تمام آن چه که در عالم وجود مورد توجه عنایت پروردگار قرار گرفته و لباس وجود به خود گرفته است همۀ آنها دارای دو حیثیت است حیثیت اول و جنبۀ اول، جنبۀ ربطی و نورانی آنها و جنبۀ نوری آنها که همان حقیقت ربطیۀ فقریۀ ماهیات امکانیه است نسبت به ذات اقدس ربوبی و آن وجود بحط و بسیط که به صورت تعینات و به صورت مظاهرِ مختلف درآمده است، این مسئله مسئلۀ اول. آن چه که درعالم وجود دارد دارای این حقیقت است و در این جا دیگر خوبی و بدی معنا ندارد نه خوبی در اینجا معنا دارد و نه بدی بلکه نفس آن وجود از آن جایی که او خیر محض است طبعا خیر و نیکی و ارزش لازمۀ ذاتی او است بدون ملاحظۀ امر دیگر و اتصاف آن مظهر به امر دیگر. تمام آن چه که درعالم هست. آن چه که درعالم مورد تعلق وجود قرار گرفته و ارادۀ پروردگار به او تعلق گرفته است دارای این خصوصیت ربطیه است در این قضیه بین درخت و بین جماد فرق نمیکند بین حیوان و بین انسان فرق نمیکند بین کوچک و بین بزرگ فرق نمیکند بین شخص صالح و شخص طالح فرق نمیکند بین کافر و مومن فرق نمیکند بین پاک و نجس فرق نمیکند چرا؟ چون همۀ آنها دارای حقیقت ربطیه هستند و اگر آن حقیقت ربطیه نبود و نفس اضافۀ اشراقیه و افاضۀ مطلقه از ناحیۀ پروردگار است اصلا اینها وجود خارجی نداشتند کافر اصلا وجود خارجی نداشت بدون عنایت پروردگار، بدون لطف پروردگار، چه لطف ابداعی او درعالم نفس و چه لطف استمرای و حدوثی او و استمرار آن، هر دو یکی است یعنی ارادۀ پروردگار نسبت به خلق اشیاء بدواً تا ارادۀ او نسبت به استمرار آن خلق هیچ تفاوتی نداردهمان طوری که ـ دقت کنید رفقا ـ همان طوری که در نفس خلقت آن حقیقت نوریه باعث به وجود آمدن یک مظهر شده است همان در ادامه و استمرارِ آن خلق، دوماً و استمراراً آن حقیقت نوریه موجب بقاءِ او در آنات متوالیه و متواترۀ بعد هم خواهد بود و همان طوری که آن ارادۀ پروردگار در افاضۀ نور وجود، بدون هیچ گونه خلط و بدون هیچ گونه ترکیب، موجب خلقت یک شیء شده است، نسبت به خلق او و استمرارهای بعدی و خلقهای بعدی هم همان عنایت و همان کیفیت وجود دارد بدون یک ذره کم و زیاد.
