ضرورت شناخت جایگاه وجودی انسان و فریب نخوردن نسبت به آن
7امام سجاد علیه السلام میفرماید که نه! این درست نیست این درست نیست باید بدانیم که مقابل ما و طرف خطاب ما کیست؟ چه ذاتی است؟ چه خصوصیاتی دارد؟ چه اوصافی دارد؟ دارای چه خصایصی است و دارای چه صفاتی است و دارای چه اسمائی است؟ و در مقابل، ما چه هستیم و که هستیم؟ که هستیم و چه هستیم؟ خیلی از اوقات میشود که مسئله برای خود انسان مشتبه میشود و انسان باید دقیقا مواظب باشد و خودش را ارزیابی کند کاملا ارزیابی کند و این که در زمانی مشغول است و به مطالبی مشغول است، دل خوش نکند یکدفعه میبینیم که اگر قرار باشد دل خوش کند یا میآیند آن حال را از انسان میگیرند، انسان را متوجه سرشکستگی و سرافکندگی و آن حالت انکسار و اینها کنند، یا اینکه نه! خدای نکرده اگر بخواهند نگیرند آن حال ذکر و فکر را تقویت میکنند حال گفتن اوراد را تقویت میکنند از گفتن اوراد واقعا لذت میبرد، نه اینکه....، و چیزی را هم بر آنها ترجیح نمیدهد آنها را کنار نمیگذارد ولی این حالت اوراد و این حالت ذکر، برای او میشود حجاب، برای او حجاب میشود. برای او بُت میشود از مسائلِ دیگر غافل میشود از حقوقی که دیگران بر او دارند غافل میشود و حالت خود را که حالت ذکر است بر سایر تکالیف ترجیح میدهد.
شخصی بود که این به این مصیبت مبتلا شده بود. بنده به یاد دارم یک روز مادرش از او تقاضایی کرد و آن فریاد کرد بر سر مادرش، مگر نمیبینی که من کار دارم؟ مگر نمیبینی که من در خلوتم؟ مگر نمیبینی که.....؟ و آن مادر دلشکسته مطلبش را پس گرفت و مسئله را مطرح نکرد! ببینید انسان به کجا میرسد؟ دارد ذکر میگوید ذکر خدا را دارد میگوید ولی این بیشعور نمیفهمد که تمام این ذکر گفتن و ورد گفتن و به خدا مشغول شدن، کلیدش رضایت و انبساط مادر است کلیدش احساس رضایت پدر است بدون رضایت پدر و رضایت مادر قدمی انسان نمیتواند بردارد، آن قدم در انانیت است آن قدم در فرعونیت است و آن قدم در نفس است اگر موقع ذکر است دست از ذکر بردار و به آنچه که مادر گفته باید بپردازی، رسیدی برگرد انجام بده، نرسیدی قضا کن، نشد در راه انجام بده. همیشه درِ خدا باز است همیشه راه باز است منتهی انسان راه را از چاه باید بشناسد. خدای نکرده در آن مسیری که هست آن مسیر حاجب از پرداخت به امور اهمّ نشود و مانع برای انجام سایر تکالیف نگردد.

