ضرورت شناخت جایگاه وجودی انسان و فریب نخوردن نسبت به آن
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
ادعوک یا سیّدی بلسان قد اخرسه ذنبه رب اناجیک بقلب قد اوبقه جرمه.
ای مولای من، تو را میخوانم با زبانی که لایق مخاطبه قرار دادن تو نیست و از خطاب به تو الکن و ناتوان است و با قلبی با تو مناجات میکنم راز و نیاز میکنم که سزاوار مصاحبت و همنشینی با تو نیست و به واسطهی جرم و جنایتی که بر خود روا داشته موجب حرمان و رفع حیات و ادراک تلقی راز و نیاز با تو را پیدا کرده.
با یک نظر ابتدایی و اولی این مسئله برای همهی ما روشن است و نیاز به توضیح هم نیست، ﴿بَلِ اَلْإِنْسٰانُ عَلىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ﴾ القیامة، ١٤﴿و َ لَوْ أَلْقىٰ مَعٰاذِيرَهُ﴾ القیامة، ١٥هر کسی میداند که در این میدان چند مرده حلاج است و نسبت به واقع چقدر مصمم و مُهتَمّ است، اهتمام دارد. هر کسی این را میداند و این را هم میداند که قابلیت برای اتصال به آن مقام را ندارد البته بعضیها یک همچنین احساسی را ندارند احساس میکنند که این قابلیت را دارند.
نقل میکنند یکی از بزرگان به اتفاق جمعی از شاگردانش رفته بود برای دیدن یک بزرگی، وقتی رسید گفت هر کسی در خود قابلیت ادراک محضر این مرد را میبیند داخل بشود همه داخل شدند غیر از یک نفر، آن همینطور بیرون ایستاد وقتی که نشستند آن بزرگ رو کرد به آنها، گفت آن کسی که قابلیت محضر ما را داشت چرا نیامد؟ همهی شما مرخص هستید. ببینید چقدر ادب برای انسان مفید است و چقدر به درد میخورد و چقدر واقعا ادراک مسئله و حقیقت مطلب.....
و خود بنده هم در طول تجربهای که با بزرگان داشتم این مطلب را مشاهده میکردم آنهایی که خود را کمتر در معرض قرار میدهند آنها جلوتر بودند آنهایی که همهاش میآمدند جلو، صف اولیها، میآمدند خودشان را مطرح میکردند و جلو میایستادند، برویم از آقا استفاده کنیم برویم از آقا استفاده کنیم آنها همیشه عقب بودند و عقب هم هستند. ولی نه! آنهایی که واقعا خودشان را پایینتر از همه احساس میکردند خیلی در مقام صحبت کردن برنمیآمدند در مقام گزافه گویی برنمیآمدند هی از خودشان اظهار رأی نمیکردند. ای وای از این اظهار رأیها! ای وای از این اظهار سلیقهها که صد من یک غاز هم ارزش ندارد صد من یک غاز هم فایده ندارد. اظهار رأیهایی که نه تنها موجب ضلالت خود انسان است بلکه موجب اضلال است و دیگران را به هلاکت و انحراف میاندازد.

