ضرورت شناخت جایگاه وجودی انسان و فریب نخوردن نسبت به آن
15یک شب ایشان از نجف دیر میآید، از نجف دیر میآید وقتی میآید که وقت اذان گذشته، این هم قلیان را درست کرده، حالا اگر ما بودیم چه میکردیم؟ اصلا به ذهنمان میآمد؟ برو آقا! قلیان درست کرده است که کرده است، کرده که کرده فردا میکشیم، حالا فوقش خیلی بخواهیم سرش منت بگذاریم میرویم یک عذرخواهی هم میکنیم، ببخشید امروز دیر شد و فلان و این حرفها و همین. ولی آن حالتی که آن حالت ـ درست است الان عذرخواهی هست ـ ولی آن حالت که در آن حالت عشق و اینها بوده و آن از بین میرود آن را که دیگر نمیشود برگرداند، آن را که دیگر نمیشود برگرداند! بله عذرخواهی انسان میکند، آدم نباشیم عذرخواهی هم نمیکنیم، ولی اگر نه! یک مقداری آدم باشیم یک مقداری عذرخواهی میکنیم که آقا ببخشید! فلان این حرفها، دست ما نبوده، شاید دست خودش هم نبوده بنده خدا، نبوده. عذرخواهی هم میکنیم و دلش هم یک مقداری به دست میآوریم ولی آن هم باز ته دلش میگوید آن حلاوت و لطافتی که این عمل را انجام داده، آن حلاوت چی؟ رفت. بالاخره این زحمت ما بینتیجه ماند گرچه عذرخواهی هم از ما کرده، دوتا شوخی هم با ما کرده، یک مقداری هم.... ولی آن حال و هوایی که در اینجا خرج شده، آن حال و هوا را چطور میشود جبران کرد؟ متوجه شدید رفقا چه میخواهم عرض کنم؟ آن مایهای که از دل گذاشته برای این مسئله، آن مایه در جایگاه ربوبی ارزش دارد و او را در پرونده ثبت کردند و او را نگه داشتند، جواب او را چه داریم بدهیم؟ جواب او را چطور باید گفت؟ این مسئله است. اینجا است که بین اولیاء الهی و غیر اولیاء الهی حتی از صلحا و آدمهای خوب، تفاوت است. اینجا تفاوت است.
آدمهای عوضی و اینها که از اول میآیند مثل گاو سرشان را میاندازند میروند پی کارشان، خب هیچی، آدمهای خوب و صلحا میآیند یک عذرخواهی هم میکنند و دوتا شوخی هم میکنند و یک انعامی هم میدهند، یک جوری که از دلش دربیاید و او هم خیلی ترمیم میشود و خوشحال میشود و این حرفها. اولیائ آلهی میآیند یک کار دیگر میکنند، آنها میروند به اصل میزنند، میزنند در خال. میگویند زحمت کشیدی سر جایش است، نماز بینماز! این طرف را میآیند دست کاری میکنند. نماز اول وقت، نمیدانم جمعیت، آمدن افراد، اینها همه به جای خودش محفوظ، یک قلب در اینجا شکسته و این باید ترمیم بشود و این مهم است. این مسئله مسئلهی مهم است.

