احساس نیاز در سالک به هنگام عبادت ودعا
7وقتی که حضرت ظهور میکنند یک صندلی میگذارند حضرت در آن صندلی مینشیند بعد یک ستون نور جلوی حضرت دیدید وقتی که نور میزند به این پنجره، این ذرات یک ستون میخورد یا در حمامهای قدیمی رفتید از آن بالا یک چیز دارد .... یک ستون نور در جلوی حضرت نمایان میشود حضرت این صندلی را برمیدارد در این ستون نور مینشیند آن نور میخورد به سرش، بعد تمام مسائل دیگر برای او روشن میشود! ای قربان بله! هر که میخواهی بروی! این شد علم غیب امام؟ یعنی واقعا خنده ندارد؟ ما از امام، از امام زمان چه فهمیدیم؟ پس الان که زمان ظهور نیست ستون نور هم وجود ندارد دیگر، پس چه وجود دارد؟ پس الان امام زمان هیچی نمیداند! هیچ خبری ندارد که اصلا پشت این در چیست؟ الان ستون نیست دیگر، ستون آن موقع میآید، آن موقع، یک ستون آن هم با تلسکوپ خدا از آن بالا میاندازد! لابد نورش یا ماوراء بنفش است یا مادون قرمز است یا فرض کنید که از این اشعههای دیگر، از این اشعههایی که درآمده اخیرا، بالاخره باید یک چیزی باشد دیگر، این ستونی که نور درمیآید این رادیولوژی چیست؟ این اشعههایی که در رادیولوژی اسکن میکنند و سی تی اسکن و عکسبرداری و از این اشعههای ایکس و میکس و فلان و از این چیزها که باطن را میبیند، لابد امام زمان هم یک همچنین اشعهای برایش درمیآید و او میرود در وسطش مینشیند و دیگر همهی مسائل برای او روشن است! نه! این نشد، این طریق یاد گرفتن نیست. حیف است نود سال از انسان بگذرد و انسان معرفتش به امام زمان در این حد باشد حیف است خیلی حیف است حیف است امام زمان که سهل است شاگرد امام زمان هم که سهل است شاگرد شاگرد امام زمان به خود من گفت هر کاری انجام بدهی و هر چیزی در ذهنت بگذرد من اطلاع دارم و دروغ هم نمیگفت، چه برسد به شاگرد امام زمان و چه برسد به خود امام زمان و چه برسد به صاحب مقام ولایت.

