احساس نیاز در سالک به هنگام عبادت ودعا
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
ادعوک یا سیدى بلسان قد اخرسه ذنبه، رب أناجیک بقلب قد اوبقه جرمه.
ای مولای من، من تو را با زبانی میخوانم که گناهان آن زبان، باعث شده است که او در بیان خواست و طلب الکن باشد و نتواند آنچه را که لایق عرضه به پیشگاه تو است بیان کند و با قلبی با تو به مناجات مینشینم که جرم و جنایتی که بر خود روا داشته است باعث شده است که از فیض مصاحبت و همنشینی با تو محروم شود و قابلیت مجالست با تو را از دست بدهد و حیات که شرط اولیهی برای ابراز وجود است آن حیات را فاقد بشود، من با این کیفیت تو را میخوانم پس زبان من، برای بیان ما فی الضمیر، الکن است و قلب من یارای مناجات با تو را ندارد.
عرض شد که این فرمایشات حضرت سجاد خطاب به ما است و ما باید وضعیت خود را هنگام مناجات با پروردگار ارزیابی کنیم. امروزه مردم وقتی که به نماز برمیخیزند یا به قرآن و تلاوت قرآن مشغول میشوند و امثال ذلک، بدون هیچگونه تفکر قبلی همینطور وارد در عبادت میشوند تا از راه میرسند کتشان را [درمیآورند] شلوارشان را درمیآورند و میروند تجدید وضو میکنند و مهر را میگذارند و خیلی برای خودشان احترام قائل بشوند یک سجاده هم پهن میکنند و الا نه! همینطور مهر را از روی طاقچه برمیدارند خود ما هم همینطور هستیم حالا یک تسبیح هم کنارش بگذاریم یا نگذاریم این دیگر .....! و مشغول نماز میشویم. در این زمینه روایاتی که از ائمه آمده است راجع به مقدمات نماز، خیلی باب عجیبی دارد در وسائل، در کتب احادیث، که مصلی قبل از شروع در نماز باید چه ذکری بگوید! به چه فکری مشغول باشد و خود را در پیشگاه خدا چگونه احساس کند! آنگاه مشغول نماز بشود یا نسبت به تلاوت قرآن. ولی این مطالب هیچ کدام مورد نظر قرار نمیگیرد.

