مساله ورزش و جایگاه امور اعتباری وتوهمی در میان مردم
7این چقدر باید .... نگاه کنید یک آقا! معمم معمم نه یک آدم [عادی،] باید وقت در این مسائل .....! اینها واقعا گریه دارد خنده ندارد گریه دارد که وقتی مرحوم پدر ما برایش نامه دادند که آیا شما رفتید و به افرادی سر سپردید که آنها صوفی و درویش هستند، شما دست از این مطالب بردارید و بیایید به مطالب مهمتر بپردازید، چه کسی آن نامهها را دادند؟ همانهایی که آن شب داشتند این حرفها را میزدند! فهمیدید؟ همانها و ایشان در جواب در نامه به آنها فرمودند، شما بروید گردو بازیتان را بکنید، یا یک دوتا گردو فرستادند مثل اینکه این طور دوتا گردو برای ایشان فرستادند ایران در یک پاکت و در یک نامه، شما فعلا به اینها مشغول باشید تا حالا بعد ببینیم چه میشود؟ به نظرم گردوها را هم فرستادند، یک چندتا گردو از بقالی خریدند و گذاشتند در کیسه و فرستادند، این طور در نظرم هست ولی نامه را میدانم بود. اینها همانها هستند.
آن آقایی که شب مسجدش را تعطیل میکند و درس تفسیرش را تعطیل میکند و به افراد میگوید که امشب زودتر به منزل بروید تا فلان سریال و فیلم و نمیدانم هنرپیشههای خارجی و ژاپنی و فلان ...، آنها را تماشا کنید این چیست آقا؟ این دست استعمار است. پس این چیست؟ سرگرم کردن اذهان افراد به امور توخالی و پوچ و مزخرف، زخرف القول میدانی یعنی چه؟ یعنی کلام بیهوده، کلام لغو. یک دیوانه بیاید در اینجا بنشیند هی شروع کند با خودش حرف زدن، این را میگویند زخرف القول، هی مینشیند با خودش حرف میزند، دیوانه بیچاره حالا آن دیوانه است، شروع میکند با خودش حرف زدن، شروع میکند با خودش چیز کردن، این میشود چه؟ این زخرف القول، حرف مزخرف یعنی حرفی که هیچ محتوا ندارد حرفی که لغو است بیهوده است و فایده ندارد.
و من در آن شب شکر خدا را به جای میآوردم، خدایا شکر خدایا شکر خدایا شکر اگر ما را هم دستگیری نکرده بودی اگر ما را هم با این مکتب آشنا نکرده بودی خب ما هم یکی از اینها بودیم دیگر، آقای فلان بابایش کیست؟ ننهی او کیست؟ عمهی او کیست؟ چند متر قد دارد؟ چند کیلو وزن دارد؟ چقدر پشم دارد؟ چقدر چی چی دارد؟ این، این آقای فلان است این همین اطلاعات ما، معلومات ما میشود در حد چه؟ در این حد! در تخیلات در توهمات! اوقاتی را که باید کتاب را برداریم و مطالعه کنیم و مطلب بیاموزیم یک روایت از امام صادق بشنویم یک حکایت آموزنده از اولیاء و بزرگان که این همه در کتب تراجم و در کتب تواریخ و در کتب مدوّنهی در این موضوع هست اینها را بیاییم نگاه کنیم، من نمیگویم فقط بروید کتابهای مرحوم آقا را نگاه کنید، نه! بروید کتابهای دیگر را هم بخوانید بروید کتاب حکایات و قصص بزرگان را مطالعه کنید بروید کتب عرفا و اولیا را مطالعه کنید بروید کتب آنهایی که کلامشان باعث روشنایی و برافروخته شدن روزنههای بازکنندهی راه و روشن کنندهی راه است، آنها را بروید مطالعه کنید چه بسا ممکن است در یک حکایتی که انسان میخواند یک مرتبه جرقهای بزند و راهش عوض شود مسیر تفکرش عوض شود. اتفاق میافتد بسیار اتفاق میافتد خیلی مهم است خیلی این مسئله مهم است همین قدر به شما بگویم رفقا و دوستان، این بینش و این بصیرتی که برای خود بنده، خب برای هر کسی هست در هر مرتبهای، برای خود من پیدا شده نسبت به وضعیتم نسبت به راهم نسبت به مسیرم نسبت به چیزهایم، اینها به خاطر خواندن یک قضیه و یک حکایتی بوده که من از یک شخص خواندم به طور کلی طرز تفکر من را نسبت به مسائل تغییر داد تا الان، یک قضیه اتفاق افتاد این طور گاهی مؤثر است.

