مساله ورزش و جایگاه امور اعتباری وتوهمی در میان مردم
19امام سجاد علیه السلام میفرماید که حالا موقعیت را فهمیدید؟ حالا فهمیدید ما چه موقعیتی داریم؟ وقتی میخواهی جلوی خدا بایستی چطوری با خدا حرف بزنی؟ طلبکار حرف نزن، بلسان قد أخرسه ذنبه، بدان داری با خدا با یک زبانی حرف میزنی که هزارتا دروغ گفته، مواظب باش، میگویی نگفته، خدا میآید به تو میگوید با یک زبانی داری حرف میزنی که وقتی داری با مشتری صحبت میکنی مشتری را میچرخانی میچرخانی متمایل میکنی به همان که میخواهی جنس را به او بفروشی، میگویی نه! خدا میگوید ..... داری با زبانی با خدا صحبت میکنی که وقتی با رفیقت حرف میزنی یک قسمی حرف میزنی که آنچه را که واقع هست یک جور دیگر! هان! یک قسم دیگر که موقعیت خودت هم در خطر نیافته، با این زبان داری با خدا صحبت میکنی! نه با آن زبانی که حالا انشاءاللَه باید بیاید که «کشفتَ عنهم الحجب العمیه» واقعا عجیب آن قلوبی که خدایا پردهها را از جلوی چشمان آنها برداشتی و آنها با اسرار وجودِ خود و با آن حقیقت ربطیهی خود که دیگر پوشش کثرتی نمیتواند آن حقیقت ربطیه را از آن صفا و از آن زلال و از آن عالم طهارت و نور بیاندازد، با آن قلوب دارند با تو صحبت میکنند، کلام امیرالمومنین.
نه با زبانی ما داریم با خدا حرف میزنیم شوخی هم نداریم با زبانی با خدا صحبت میکنیم که حرفها را چرخانده مطلب را غیر از آن [که هست] گفته و با قلوبی داریم با خدا صحبت میکنیم خدا هم خوشش میآید نه اینکه بدش بیاید نه! دیگر اعتراف بکنی دیگر قبولت میکنند اعتراف بکنی ....، گناه کردی عیب ندارد بندهی من هستی گناه میکنی من هم میبخشم پس من ماه رمضان را برای چه گذاشتم؟ برای چه گذاشتم؟ روزه را برای چه گذاشتم؟ برای شما گذاشتم دیگر، برای همین شما. آن روزهای که پیغمبر میگرفت مال پیغمبر بود آن روزهای که امام سجاد میگرفت مال امام سجاد بود و اولیا و اینها و روزهی ما هم این است. بالاخره خدا فکر ما هم بوده فقط فکر پیغمبر و ائمه و اولیاء و امثال آقای حداد و پدر ما و علامه طباطبایی نبوده، نه! بالاخره فکر ما هم بوده گفته شما هم عیب ندارد، شما هم بیا، ولی اقرار کن و بیا، طلبکارانه نیا و با وضعیت عبودیت بیا، من قبول میکنم کارت را درست میکنم هیچ مسئلهای نیست.

