اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مساله ورزش و جایگاه امور اعتباری وتوهمی در میان مردم

14151
سال 1428

مساله ورزش و جایگاه امور اعتباری وتوهمی در میان مردم

15
  • همان موقع اگر به او می‌گفتی بله توفیق خدا است شما کاره‌ای نیستی‌ یکدفعه رنگش قرمز می‌شد! بله آقا؟ چه فرمودید؟ بنده کاره‌ای نیستم؟ حالا گرچه ما گفتیم توفیق خدا .... اگر هم نگوید باطنش این را می‌گوید دیگر چطور این‌که وقتی یکی دوتا از این جملات به او گفتیم با ما چپ افتاد و تا آخر عمر هم پرونده‌ی ما دیگر بسته شد. مگر خودت نمی‌گویی توفیق خدا است؟ ما هم همان را به تو گفتیم ما که دیگر اضافه نکردیم، گفتیم شما کسی نیستی توفیق خدا است، ورق برگشت. وقتی ورق برگشت همین آقایی که ما را در مکاشفه به آن صورت می‌دید تا ورق برگشت یکدفعه مکاشفه‌ها عوض شد خواب‌ها عوض شد، عجب! ما که همان بودیم تغییر نکردیم تو تغییر کردی من همان هستم، همان فکری که قبلا داشتم الان هم همین هستم، همان نمازی که آن موقع می‌خواندم الان هم می‌خوانیم همان اعتقادی که داشتیم الان هم همانیم پس این مکاشفه چه شد که یکدفعه ١٨٠ [درجه عوض شد؟] آن موقع ما در اعلا علیین الان در اسفل السافلین؟ بابا نه آن طور نه این طور، در وسط، خط وسطی بگیر و عوض شد و مسائل عوض شد. دیگر عبارت‌ها تغییر کرد و چه کرد و بعد هم دیگر بابا ما که از این چیزها دیگر بارمان نمی‌شود دیگر خلاصه .....

  • ایشان شروع کرد به واسطه‌ی بعضی از مسائلی که مشاهده کرد شروع کرد به افشای آن‌ها، خب بعضی از آن‌ها درست بوده بعضی هم خلاف بوده ولی هرچه را که درست است که نمی‌توان گفت. در این مکتب این نیست که انسان هرچه می‌بیند بگوید ولو این‌که حق باشد مگر هر حقی را باید گفت؟ اذهان ممکن است تحمل و سعه‌ی تلقی مطلب را نداشته باشند و نتوانند بپذیرند، باید برای این‌که انسان به یک مسئله‌ای [ب‌] رسد زمینه‌سازی کند. الان من یک مثالی برای شما می‌زنم، این سقف همه نگاه کنید این سقف چیست؟ سفید رنگ است رنگ گچ سفید است حالا من می‌آیم به شما می‌گویم این گچ که شما می‌بینید این رنگ گچ‌ سیاه است شما اشتباه می‌کنید چه حالی به شما دست می‌دهد؟ چه حالی به شما دست می‌دهد؟ بگویم؟ از یک طرف می‌گویید چشم ما این را دارد سفید می‌بیند چطور ایشان دارد می‌گوید سیاه است؟ از یک طرف به من اعتماد دارید می‌گویید این، این حرفی را که می‌زند به من، بیخود نمی‌زند، این دو قضیه. مشاهده‌ی عینی و اعتماد بر من، موجب یک درگیری و تصادم و تصادف نفسانی می‌شود نفس شما را به هم می‌ریزد یا می‌زند به سر یا می‌زند به جای دیگر!