استدراج و بسته شدن روزنه های قلب
6بدن به این بیماری عادت میکند انسان احساس خارش دیگر نمیکند اول بدن عکس العمل نشان میدهد با دشمن مهاجم مقابله میخواهد بکند هی وقتی زیاد شد زیاد شد زیاد شد بعد این طوری میشود البته در طب قدیم هم راجع به بعضی از معالجات یک همچنین کارهایی انجام میدادند لذا همیشه بزرگان فرمودند مواظب مصاحب خودتان باشید که چه مصاحب و چه رفیقی برای خودتان انتخاب میکنید چه صحبتهایی به شما میگوید چه حرفهایی به شما میزند آیا حرف دنیا میزند یا حرف آخرت میزند؟ از چه مسائلی صحبت میشود و در چه مطالبی، مطالب و مباحث رد و بدل میشود کسانی که میآیند پیش انسان مینشینند و شروع میکنند هی از این و آن گفتن، صاف بِبُرید بگویید آقا از این و آن نگویید، تمام شد. کسانی که میآیند پیش انسان مینشینند آقا خبر داری فلانی چه کار کرده؟ خب به من چه که کار کرده؟ هر کار کرده، نه! مرض دارد و مریض است و میخواهد باب صحبت را باز کند و غیبت شروع بشود و تهمت شروع بشود و نمامی شروع بشود و بدگویی شروع بشود و دو بهم زنی شروع بشود و از این مسائل، اینها چیست؟ همهی اینها خلاف شرع و حرام است و مثل آن سمی میماند که کم کم دارد وارد بدن میشود و انسان خبر ندارد یک مرتبه او را از پا درمیآورد.
به عکس توصیهای که شده راجع به مصاحبت با افراد صالح و افراد وثیق و افرادی که برای انسان مقرِّب هستند صحبتشان انسان را شارژ میکند همنشینی با آنها انسان را از منجلاب کثرت قدری بیرون میآورد بیرون میآورد، یک وقت من به مرحوم آقا عرض میکردم، این مسئله را خدمتشان عرض میکردم که احساس من این است که همنشینی با اولیاء الهی یا حتی غیر اولیاء الهی، از آن کسانی که دارای نفس هستند دارای دل پاکی هستند دارای عزم راسخی هستند دارای صافی ..... همنشینی با آنها ولو اینکه صحبتی هم رد و بدل نشود خواهی نخواهی در وجود و نفس انسان تأثیر میگذارد و به عکس صحبت با افرادی که فقط از نظر علمی، آدم خوبی هم است نه اینکه حالا آدم خلافی است ولی فقط مبنایش مبانی علمی است مطرح کردن حرف است هی صحبت کند هی حرف بزند حرفهای خوب هم بزند، نه اینکه حرف خلاف بزند ولی همّت و قصد فقط صحبت کردنهای علمی است و رفع شبهات است و رفع ....، اینها آن مقداری که انسان بهرهمند میشود فقط آن مطالبی است که از آنها میشنود، دیگر از دایرهی صحبت به درون نفس این مطالب نفوذ نمیکند فرو نمیرود رسوخ نمیکند ایشان فرمودند بله همین طور است ایشان فهمیدند من منظورم کیست! ولی من خب عرض نکردم.

